دو نکته رو قبل از ورد به این فیلم میگم
1 : داستان فیلمهای سینمایی ترکیه ای کاملا تفاوت داره با سریال های ترکیه ای ، تو سریال ها بیشتر بحث خیانت و رابطه ی جنسی و ... است ولی تو فیلم های سینمایی ترکیه مشکلات جامعه کاملا بررسی میشه و خیلی از این فیلم ها انگار تو ایران ساخته شده و دقیقا مشکلات کشور ماست بر فرض مثال فیلمی به نام issiz adam به معنی مرد تنها فیلمی است که به قدری تاثیرگذار هست که شنیدم یک استاد دانشگاه در یکی از دانشگاه ها برای تمام دانشجوهاش این فیلم میذاشته
2 : من مثل بعضی از دوستان تو فیلم ها زیاد دنبال فلسفه و نکته و دیالوگ تاثیرگذار نیستم و فیلم فقط واسم یه سرگرمی است و به خاطر اون نمیتونم نوشته ی خوبی داشته باشم و پیشاپیش معذرت میخوام اگر نوشته ی خوبی نباشه
اما داستان فیلم :
حکایت یک معلم زن 25 ، 26 ساله است که یک روز از خواب بیدار میشه به مدرسه میره استفعا میده و بعد به یک رستوران میره و صبحانه میخوره و بعد به خانه اش پیش پدرش و برادرش برمیگرده و پدر اون دختر کاملا از استفعای اون دختر ناراحته پدر دختر سوار ماشین میکنه در حال حرکت به استانبول هستن و یک گاو بسیار بزرگ در راه است و پدر کنترل ماشین از دست میده و ماشین به پایین جاده میره و به یک درخت بزرگ میخوره و سر دختره به شیشه ی ماشین میخوره و خونریزی شدیدی میکنه
اما حکایت اصلی از این جا به بعد هست پدر دختر صحیح و سلامت میشه و خود دختر از نظر بدنی کاملا سالمه ولی بر اثر ضربه دختر حافظه ی کوتاه مدتشه از دست میده به طوری که وقتی هر روز از خواب بیدار میشه فقط روز حادثه رو یادشه
هر روز از خواب بیدار میشه نامه ی استفعا مینویسه به مدرسه میره استفعا میده به همون رستوران میره روزنامه ی ورزشی در دستشه میخونه و بعد به خونه میره و داستان استفعاش به پدرش تعریف میکنه ولی پدرش دیگه باهاش مخالفت نمیکنه و پدرش فقط میگه فردا بریم استانبول
شب فرا میرسه دختر میخوابه و فردا صبح وقتی بیدار میشه باز استفعا مینویسه و به مدرسه میره و بعد رستوران
نکاتی رو بگم روزی که این اتفاق افتاد روز بازی ترکیه با ایسلند در دور مقدماتی جام متهای اروپا بود که سلجوق اینان دقیقه ی 90 گل تاریخی زد و ترکیه به جام ملتهای اروپا میره روزنامه ای که دختر در روزنامه میخونه واسه صبح اون روزه که پیشبازی اون بازی رو رفته به خاطر همین موضوع پدر دختر مجبور شده روزنامه ی اون روزه به تعداد بسیار زیادی چاپ کنه تا اون دختر صبح اون روزنامه رو داشته باشه حدود ساعت 8 پدر و برادر دختر پیراهن ترکیه رو هر روز میپوشن و بازی ضبط شده رو همراه دختر میشنن میبینن
در ادامه ی فیلم هم اتفاقات دیگه میفته که جاش اینجا نیست و ربطی به نوع زندگی دختر نداره
این فیلم در بین بزرگترین فیلم های سینمایی ترکیه شاید خیلی کوچک باشه مثلا مقایسه با فیلم مرد تنها یا عشق تصادف رو دوست دارد یا یک مسئله ی کوچک درباره ی ایلول که این فیلم ها مو رو به بدن سیخ میکنه ولی حکایت عجیبی رو بیان داشت
داشتم فکر میکردم این اتفاق میتونه واسه تک تک همه ی انسان ها بیفته و چه وحشتناک هست



