بعضی از داورا فکر میکنن ۲۲ بازیکن و ۳۰-۴۰-۵۰ هزار نفر آدم میان استادیوم که اونا بتونن داوری کنن. یعنی هدف از برگزاری بازی رو قضاوت خودشون میدونن. و با توجه به قدرتی که در اختیار داور هست [که هدف از دادن اون قدرتا اینه که وسیله‌ای برای برقراری نظم در زمین باشه] میرینن به بازیکنا. سر بازیکنا بیخود داد میزنن، تا بازیکن یک کلمه حرف میزنه بهش پرخاش میکنن. بازیکن اعصاب خردی بروز میده یا با بازیکنای خودی دهن به دهن میشه (تا یه حدی البته) بهش کارت میدن، به خاطر این که بگن زور دارن سر دو قدم عقب و جلوی توپ نمیذارن بازی شروع بشه ... داورای بیکفیت و پر ادعایی که فک میکنن از دماغ فیل افتادن.

به نظرم لازمه که یک بار یا تو نود یا تو یه جایی یکم این دیکتاتور کوچولوها رو توجیه کنن که فلسفه‌ی وجودی فوتبال حول شماها نیست. من به شدت از شجاع خلیل زاده بدم میاد ولی وقتی داورای گوزوی ایرانی رو میبینم که کوچکترین احترامی برای بازیکنا قائل نیستن دلم میخواد داور رو بگیرم با تریلی از روش رد شم.

بارزترین‌هاش هم زاهدی‌فر و اون دکتره هستن.