اسطوره ی آبی و اناری من ، رونالدو ده آسیس موریرا ، اعجوبه ، شاعر فوتبال ، جادوگر ، و یا هر چیز دیگری که تو را صدا میزنند ، گوش کن میخواهم با تو شروع کنم . رفتی ،خیلی آسان رفتی ، رفتی و بعد از رفتنت همه چیز عوض شد . اشتباه نکن منظورم تعداد جام ها و قهرمانی ها نیست منظورم چیز دیگریست . بعداز رفتنت بازی ما عوض شد ، گلهای تیم عوض شد ، خوشحالی ها عوض شد ، اصلا جو نیوکمپ عوض شد .چرا ؟ چون تو نبودی . مرد همیشه خندان از اینکه از بارسا رفتی ناراحت شدم ولی ، ناراحتی ان زمان در برار ناراحتی زمانی که شنیدم از اروپا رفته ای خیلی بیشتر بود . چون میدانستم که از آن به بعد برای دیدن تو و بازیهایت باید مدت ها صبر کنم . اسطوره ی آبی و اناری من ، فرقی ندارد که کجا باشی ، تو در هر صورت در قلب ما جای داری . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اسطوره ی بیانکونری من ، الساندرو ، الکس بزرگ ، پادشاه بیانکونری ، تک شاهزاده قلب هر طرفدار یووه ، این قسمت فقط وفقط ماله توست . الساندرو دل پیرو ، بگذار اینگون شروع کنم ، من خیلی بد شانس هستم چرا که ازی تو را مدت بسیار کمی دیدم . ولی در همان مدت کم شیفته تو شدم . متفاوت بودی با تمام بازیکنان . پاس هایت فرق داشت ، شوت هایت متفاوت بود . گلهایت .... بگذار اینگونه بیا کنم تو به تمام معنا چیز دیگری بودی . نمیدانم باور میکنی یا نه ولی بعد از رفتنت از یووه ، تماشای بازیهای یووه برایم جالب نیست . میدانم که اصلا از این خوشحال نمیشوی ، ولی چه کنم که بازی یووه را با تو و یارهایت دوست داشتم . بعد از رفتنت این یووه نبود که تغییر کرد ، حال و هوای کل سری ا برای ما دگرگون شد .... پینتوریکو ، هر جا که باشی ما دوستت داریم . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دیوید رابرت جوزف بکام ، شیطان سرخ ، پسر بچه ی شر منچستر ، کسی که فقط لباس سرخ بر تنت زیبایی دارد ، این تکه را تو گوش کن . نمیدانم چرا نوبت که به تو رسید حالم بدجور گرفت ، یکبار دیگر تو مرا ناراحت کردی ولی ، مطمئن این ناراحتی هیــچوقت به اندازه ی زمانی نخواهد بود که خبر شنیدن رفتنت به رئال مادرید را شنیدم . مرد نمیفهمیدم ، هیچ چیز را ، چرا ؟ چرا خانه خود را رها می کنی و میروی ؟ چرا بهترین دوستهایت را تنها میگذاری ؟ .... راستش نمیخواهم که بدانم ، اصلا به من چه ، چیزی که مهم است این است که رفتی ، این که دیگر عضوی از شیاطین منچستر نبودی و فقط اسمت در تاریخ باشگاه و قلب هواداران ثبت بود ... تو رفتی و بعد از تو ، کلاس نود و دو یک شاگرد کم داشت . مرد ضربات استثنایی هر جا که باشی و هر کار که کرده باشی صمیانه دوستت داریم . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پائولو مالدینی ، ال کاپیتانو ، فرزند چزاره محبوب و کبیر ، مرد تا ابد روسونری ، این بار با تو هستم . راستش ، نمیدانم چه بگویم ، تو از اول در یک باشگاه بودی و هیچوقت آنرا ترک نکردی . تو هم رفتی ، مثله هر کسی که میرود ، مثل تمام جوانان امروز که فردا خداحافظی میکنند ، تو هم رفتی ... تو از فوتبال خداحافظی کردی ، من به این فکر میکردم که تو جام هایی را که میخواستی گرفتی بجز آن جام معروف زرد که هیچوقت با دستان تو بالا نرفت . تو هم که رفتی میلان عوض شد ، سری آ عوض شد ، حال و هوای همه چیز بدون کامل ترین دفاع دنیا عوض شد ، شاید آن زمان یکی از بدترین روز های من بود . روزی که تو رفتی ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــ اهل ادبی نوشتن نیستم چون اصلا بلد نیستم ، ولی این ها را نوشتم فقط وفقط به این خاطر که دلم بد جور هوای بازی این انسان ها را کرده .....