? Diamanda Galás

Gloomy Sunday

?Album: The Singer (1992)

#Valentine

.

.

.

Gloomy Sunday

.

یکشنبۀ غم انگیز

.

.

.

Sadly one Sunday

I waited and waited

With flowers in my arms

All the dream has created

.

غمگِنانه و محزون در یک یکشنبه

منتظر و چشم به راه بودم ... منتظر و چشم به راه

با گل هایی در بازوان و آغوشِ خود

مشتاقانه رؤیاپردازی می نمودم

.

I waited 'til dreams,

Like my heart, were all broken

The flowers were all dead

And the words were unspoken

.

منتظر و چشم به راه بودم، تا زمانی که رؤیاها،

به سانِ قلبم، همگی با هم درهم شکستند

تمامیِ گل ها پژمردند

و واژگان ناگفته و ستروَن گردیدند

.

The grief that I know

Was beyond all consoling

The beat of my heart

Was a bell that was tolling

.

غم و اندوهی شدید بر من مستولی گشت که می دانم

فراتر و ماورای هر گونه تسلیِ خاطر بود

و ضربان قلب من

صدای ناقوسی بود (که همچون ناقوسِ مرگ) طنین انداز می شد.

.

Saddest of Sundays

.

غم انگیزترینِ یکشنبه ها

.

Then came a Sunday

When you came to find me

They bore me to church

And I left you behind me

.

سپس یکشنبه ای (دیگر) آمد

آن هنگام که تو مرا یافتی

مرا به سوی کلیسا حمل می کردند و می بردند

و من تو را پُشتِ سرِ خود جا گذاشته بودم

.

My eyes could not see

What I wanted to love me

The earth and the flowers

Are forever above me

.

چشمان مرا یارای دیدن نبود

که چه چیزی تمنای عشقِ مرا دارد

زمین، خاک، گل ها و شکوفه ها

در بالای سرِ من بودند

.

The bell tolled for me

And the wind whispered, "Never!"

But you I have loved

And I'll bless you forever

.

آوای ناقوسِ مرگ برایم طنین انداز گردید

و باد زمزمه کنان نجوا کرد، "هرگز!"

لیک تو کسی بودی که عاشقش بودم

و برای تو هماره و همیشه آرزوی سعادت و آرامش خواهم نمود

.

Last of all Sundays

.

(و این بود) واپسینۀ تمامیِ یکشنبه ها

.

.

.

ترجمۀ اختصاصی

.

.

.

Songwriters: Laszlo Javor / Rezso Seress