نزدیک به ۴ سال پیش بود که سرمای یاس دوباره به بندر بازگشته بود تا گرمای تابستان ۲۰۱۵ را بی اثر کند.
میانسالان خود را با خاطرات شیرین ایان راش سرگرم میکردند و جوانترها به امید رسیدن ابر قهرمانی برای جانشینی لوییزیتو چشم به خبرگزاریها دوخته بودند. “روبرتو فیرمینو بازیکن جوان هوفنهایم به لیورپول پیوست”؛ پرداخت مبلغی در حدود ۳۰ میلیون پوند برای یک برزیلی لاغر اندام آخرین چنگهای مستاصلانه براندن راجرز(سرمربی وقت لیورپول) به بازار نقل و انتقالات بود که شاید خود او هم فکر نمیکرد چند سال بعد این بازیکن با لقب بابی حتی با کیفیت تر از سوارز به جمع نابترین عناصر تهاجمی اروپا بپیوندد. هی بابی! برای ما از تاکتیکهایت بگو سیر داستانی جذاب و روند صعودی فیرمینو را از شروع دوران کلوپ بررسی میکنیم، یعنی در روزهایی که تئوریسین آلمانی برای جا انداختن فلسفه خود در آنفیلد به دنبال جایگاهی صحیح در ترکیب برای مهره هجومی مستعد خود میگشت. روبرتو که به عنوان یک شماره ۱۰ به لیورپول پیوست کار خود را با همین پست آغاز کرد ولی به دلیل دست تنگ کلوپ و البته حضور کوتینیو به عنوان وینگر چپ و راست هم ایفای نقش میکرد. اما داستان اصلی ما از جایی شروع میشود که با رسیدن مانه و واینالدوم، لیورپول بالاخره شکل و شمایل دلخواه خود را پیدا کرد و از آنجا نابغهای به اسم یورگن کلوپ بابی را به نوک خط حمله فرستاد؛ شماره نهای که ۹ نبود. رسالت تغییر ناپذیر روبرتو فیرمینو در چند سال گذشته پایین آمدن و خروج از پست خود برای حضور بین خطوط دفاع و هافبک حریف است. بازیکتی که در پست ۹ بازی میکند، در حد کمال خلاقیت یک شماره ۱۰ را دارد ، اما نمیتوان نام ۹ کاذب مطلق را به او داد. روبرتو فیرمینو تنها مشتقی از ۹ کاذب را بازی میکند و کاملا سبک خاص خود را در زمین پیاده کرده است. فوتبالی که روبرتو فیرمینو باربوسا دی الیویرا در زمین ارائه میدهد تماما متفاوت از مثلا فابرگاس در بارسلونای پپ است. هرچند که شای بخشی از این تفاوت به دلیل ناهمسانی تعریف گواردیولا و کلوپ از ۹ کاذب باشد اما نمیتوان از نبوغ تاکتیکی برزیلی ۲۷ ساله لیورپول چشم پوشی کرد. دراپ کردن یا به عبارتی پایین آمدن روبرتو زمانی به چشم میآید که خلاقیت ذاتی یک شماره ۱۰ در روح فوتبال او تجلی میکند. سردرگمی مدافعان در مقابله با این بازیکن تصدیق این مطلب است. توانایی فیرمینو در نگه داشتن توپ گزینههای متعددی در اختیار خودش و تیمش قرار میدهد. زاویه درست بدن، مرکز ثقل مناسب، فرست تاچ، قدرت بدنی مطلوب، و تکنیک عواملی هستند که بابی را در حفظ چند ثانیهای توپ آنهم میان ازدحام و تراکم بازیکنان حریف یاری میکند، چند ثانیهای که ارزش فوق العادهای در فوتبال امروز دنیا دارد و باعث انتقال صحیح تیم مهاجم به حمله و سردرگمی تیم مدافع در انتقال به دفاع میشود. فیرمینو بعد از دریافت توپ میچرخد، دریبل میکند، پاس میدهد، و با سرعت به حمله اضافه میشود؛ میدانم که وقتی حرف از پاسهای روبرتو میشود شما هم بلافاصله یاد صلاح و مانه افتادید! پاسهای بابی فیرمینو محرک حملات سریع و ضد حملات کشنده لیورپول است. به خوبی بهترین گزینهها را انتخاب میکند و بدون درنگ خودش را به محوطه جریمه میرساند و به این ترتیب به مهره اصلی انتقالات سریع قرمزهای مرسی ساید به حمله بدل میشود. به جرعت میتوان گفت محمد صلاح بخش قابل توجهی از درخشش فصل گذشتهاش را مدیون فیرمینو است؛ دراپ کردن فیرمینو باعث پدیدار شدن فضاهای مناسب برای صلاح و مانه میشود به خصوص در این فصل که تعامل فیرمینو و شکیری در ۱/۳ میانی که متخصصان فوتبال اروپا آن را لینک آپ میخوانند، فضا، زمان، و پاسهای خوبی را برای صلاح و مانه فراهم کرده است. هم چنین حرکات بدون توپ او به ویژه حرکات عرضی قطری در نیم فضاها کاملا روند حملات را روی غلطک میاندازد. این حرکات علاوه بر این که فضاهای خوبی را برای هم تیمیهایش ایجاد میکند، به شکل هوشمندانهای نیز او را در نقطه کور مدافعان قرار میدهد به طوریکه تعداد قابل توجهی از گلهای شماره ۹ لیورپول حاصل تیزهوشی او و عدم توجه مدافعان به حضور او در باکس است. “و این تماما بستگی به این دارد که شما میخواهید چه چیزی ببینید، چه انتظاری دارید، و با جه چیزی مقایسهاش میکنید.” اینها بخشی از مصاحبه یورگن کلوپ با شبکه اسکای اسپورتس در نوامبر گذشته است: “در بازی مقابل فولام ۲۰ مربی آلمانی در ورزشگاه بودند. مطمئن نیستم که چقدر سختگیر بودند اما وقتی آنها را دیدم و باهم کمی نوشیدنی خوردیم، گفتند: ‘بابی فیرمینو! چه بازیکنی’ او در ادامه گفت: “به خاطر کارهای کوچکی که او انجام میدهد، تلاش سختی که میکند، اینجا هست، اونجا هست (اشاره به دوندگی وحضور فیرمینو در تمامی مناطق زمین)، او ۶ گل زده، اما ۵۰۰۰ گپ (فضای بین مدافعان) برای هم تیمیهایش ایجاد کرده.” کلوپ در آخر اضافه کرد: “کاری که انجام میدهد او را برای ما به شکلی باورنکردنی ارزشمند کرده است. من از بابت او واقعا خوشحالم” باری، حضور فعال این بازیکن جنگنده در تمام مناطق زمین بر همگان مشهود است اما برآیند چنین دوندگی بالایی در مسائل دفاعی متبلور میشود. “…اولین مدافع من مهاجم من است…” اگر کرایوف فقید چند سال بیشتر در قید حیات باقی میماند احتمالا از فیرمینو به عنوان مثالی برای این جمله معروف خود یاد میکرد چراکه روبرتو بازیکنی همه کاره است و از قابلیتهای دفاعی بالایی بهره میبرد. یکی از ویژگیهای برجسته دفاعی این مهاجم برزیلی بازیخوانی خوب اوست که باعث میشود همیشه تا حد ممکن به بازیکن حریف نزدیک باشد و بلافاصله بعد از تصاحب توپ روی آنها فشار میگذارد و تکل میزند و یا حتی پیش از رسیدن توپ به حریف پاس را قطع میکند. آمار فوق العاده ۶۵ تکل در فصل گذشته او را بالاتر از همه مهاجمان لیگ در این زمینه قرار داد، ۶۵ % تکل موفق در این فصل، ۱۳ دفع توپ و ۸ قطع توپ در فصل جاری همگی مهر تاییدی بر قابلیتهای دفاعی و صد البته موهبتی برای گگن پرس یورگن کلوپ است. تمامی مشخصههای تهاجمی و تدافعی روبرتو فیرمینو که در این مطلب به آنها پرداخته شد، بیانگر ذهنیت تیمی بالا و فداکاری و حرفهای گری این بازیکن بود که شاید حضورش برای هر مربی نعمتی باشد؛ فارغ از قدرت گلزنی، دقت پاس، هوش و تکنیک بالا خصلتهای دفاعی، بازی همتیمی محور، حرکات بدون توپ، و دوندگی زیاد اوست که باعث تمایز از دیگر مهاجمان میشود و البته همینها نیز به نوعی از جذابیت او برای رسانهها و تماشاگران عامه کاسته است تا زیر سایه بازیکنانی مثل صلاح، آگوئرو و هری کین قرار گیرد و کم تر از آنچه که لایقش است از او تمجید شود اما هیچکدام از اینها نمیتواند ارزش تاثیر بزرگی که او روی تیمش میگذارد را پایین آورد.



