به نظرم انتخاب بینشون خیلی سخته. یکی موضوعش استقلال یک ملت از استیلای یک قدرته و دیگری الزام انتقال قدرت در یک جامعه پیشرفته از استبداد مطلقه و مونوکراسی به جمهوری و دموکراسی. هر دو مفاهیم بسیار زیبایی دارند یکی از ضعف یک ملت بر اثر عدم خود باوری و خیانت های بزرگانش میگه و دیگری از فساد آور بودن مقام دیکتاتور یا حاکم مطلق. البته نمیشه از شبه دموکراسی موجود در فیلم گلادیاتور به سادگی گذشت که همین روزنه کوچک باعث نتیجه بزرگی در پایان فیلم میشه و نتیجه اون به نظرم اینه که وجود حتی شبه دموکراسی(فریبنده) هم از یک سیستم خودکامه مطلق بهتره و اندک فضایی رو برای تغییر باز میزاره. فیلم شجاع دل شاید الهام بخش بهتری برای جوامع تحت سلطه بیگانه باشه و فیلم گلادیاتور الهام بخش مناسب تر برای کشورهای توسعه نیافته با سیستم حکومتی در حال گذار. در مجموع هیچکدوم بر دیگری برتری نداره و به نظرم هر دو به یک اندازه(ولی با دو عملکرد ذهنی مختلف) تاثیرگذار و درگیرکننده هستن.
خیلی سخته واقعا انتخاب
شجاع دل خیلی غم انگیز
حاضرین همه ی روزا رو از امروز تا لحظه مرگ افسوس بخورین که چرا اینجا نموندین و این جمله رو نگفتین «که میتونن جان ما رو بگیرن، ولی آزادی ما رو هرگز…
واقعیت تاریخیش رو نمیدونم . ولی اگه بوده روحش شاد .ولی چه فایده که مردم اسکاتلند با رای شون به عدم استقلال تنش رو تو گور لرزوندند
من گلادیاتور رو انتخاب کردم چون لحظات حماسیش به وجدم میاورد هرچند شجاع دل هم همینطوره اما گلادیاتور برام یه چیز دیگست راسل کرو بیش از حد خوبه بیشرف توی این فیلم
دیدگاهها