در مکتب نیهیلیسم و در مکتب اگزیستانسیالیسم  زندگی بی معنی بوده و هیچ گونه معنای ندارد. همانطور که تا امروز بسیار فیلسوف به دنبال معنای در زندگی بوده اند اما میشود گفت همگی نتوانسته اند دلیل قانع کننده ای برای آن بیاورند. ولی سوال اینجاست و به قول کامو اساسیترین  بحث فلسفی این هست خود کشی ? آیا این زندگی ارزش زیستن دارد? میشود گفت تنها حقیقت جاودان زندگی مرگ هست و ما ناگزیر آن را خواهیم چشید. ولی چرا انسان برای رسیدن به مرگ انقدر سختی را قبول میکند? 

نظر شما چیست?