این تندیس کهن به همراه قرینه‌اش، نخست در دروازه شهر همدان قرار داشته‌ و اعراب به هنگام فتح همدان آن را باب‌الاسد به معنی دروازه شیر نامیده‌اند و حتی نام شهر اسدآباد نیز می‌تواند برگرفته از این نام باشد.

تاریخ ساخت مجسمه شیر سنگی مورد اختلاف است ولی از نحوه کنده‌کاری تندیس و نزدیکی آن به باروی اشکانیان و نیز کشف تابوت دوره اشکانی از محل چنین بر می‌آید که این تندیس به اشکانیان مربوط باشد، اما در حقیقت از یادگارهای هنری سلوکی/اشکانی است و احتمال دارد که اسکندر آن را به افتخار سردارش هفایستیون که در اکباتان مرد، ساخته باشد.

تا اینکه...... خواهرزادهٔ مرداویج، ابی الکرادیس، برای طلب خراج به شهر همدان عازم شد. در همین هنگام سپاه خلیفهٔ عباسی، نیز در همدان اقامت داشت. در ورودی همدان شیرسنگی بود که مردم شهر آن را حافظ و نگهبان همدان می‌دانستند. لشکریان ابی‌الکرادیس در ورود به شهر این مجسمه را از کوه به پایین پرت کردند. مردم همدان از این اقدام منزجر شده و به حمایت از سپاه خلیفه به مقابلهٔ با لشکریان زیاری پرداختند. در جنگی که رخ داد چهار هزار نفر کشته شدند و ابی‌الکرادیس هم کشته شد.

مرداویج برای انتقام به همدان لشگر کشید و با ورود به شهر سه روز به قتل‌عام مردم پرداخت. در روز سوم ریش‌سفیدان شهر در مصلی نزد مرداویج آمدند ولی مرداویج همگی را کشت و پس از غارت شهر، آن را به آتش کشید. در پایان لشکریان مرداویج پنجاه خروار «بند شلوار ابریشمی» از کشتگان به غنیمت بردند.

مرداویج قصد داشت یکی از آن‌ شیرها را به ری منتقل کند اما موفق نشد و پنجه‌های یکی از شیرها را شکست و دیگری را کاملاً تخریب کرد. مجسمه آسیب دیده تا سال ۱۳۲۸ هجری شمسی بر روی زمین افتاده بود تا این که مهندس سیحون، معمار آرامگاه بوعلی‌سینا، آن را در محل فعلی نصب کرد.

در دوره اسلامی، این شیر را محافظی برای شهر و طلسمی بر رد بیماری برمی‌شمردند. جویندگان گنج آن را شکسته‌اند و برجستگی بینی آن بر اثر بوسه‌های زنان جویای همسر!! صاف شده ‌است...