? George Michael

Jesus to a Child

?Album: Older (1996)

#Valentine

.

.

.

Jesus to a child

.

همچون مسیح برای یک کودک

.

.

.

Kindness

In your eyes, I guess

You heard me cry

You smiled at me

Like Jesus to a child

.

مهربانی در چشمانت بود

گویی که صدای هق هق مرا شنیدی

تو به من لبخند زدی

به سانِ مسیح به سوی یک کودک

.

I'm blessed

I know

Heaven sent

And Heaven stole

You smiled at me

Like Jesus to a child

.

می دانم که آرام و متبرک هستم

بهشت فرستاد

و بهشت رُبود

و تو به من لبخند زدی به سان مسیح به سوی یک کودک

.

And what have I learned

From all this pain

I thought I'd never feel the same

About anyone

Or anything again

.

و از تمامیِ این درد و رنج چه آموختم؟

دریافتم که هیچ گاه چنین احساسی را دگربار نسبت به هیچ کس و هیچ چیز دیگری تجربه نخواهم نمود

.

But now I know

When you find your love

When you know that it exists

Then the lover that you miss

Will come to you on those cold, cold nights

.

لیک هم-اینَک می دانم و آگاه هستم

آن هنگام که عشق را پیدا و کشف می کنی

چونان که آگاه می شوی که عشق وجود دارد

سپس معشوق خود را از دست می دهی

(به سبب فقدان معشوق) حسی شبیه به حس شب های بسیار بسیار سرد بر تو مستولی خواهد گشت

.

When you've been loved

When you know it holds such bliss

Then the lover that you kissed

Will comfort you when there's no hope in sight

.

هنگامی که عشق را تجربه می کنی و دوست داشته می شوی

آن زمان که آگاه می شوی چه سعادت و شعفی در عشق نهان است

آنگَه فرا می رسد که معشوقی که از او کام جسته ای

در روزگاران نومیدی تو را تسلی و تسکین خواهد داد

.

Sadness

In my eyes

No one guessed

Or no one tried

You smiled at me

Like Jesus to a child

.

حزن و سوگی در چشمان من بود

که نه کسی آن را دید و دریافت

و نه این که خواست ببیند و دریابد

ولی تو به من لبخند زدی

به سان مسیح به سوی یک کودک

.

Loveless and cold

With your last breath

You saved my soul

You smiled at me

Like Jesus to a child

.

سرد، بی روح و بی عشق

با واپسین نفس خود

تو روح مرا نجات بخشیدی

تو به من لبخندی زدی

به سان مسیح به سوی یک کودک

.

And what have I learned

From all these tears

I've waited for you all those years

And just when it began

He took you away

.

و از تمامیِ این اشک ها چه آموختم؟

این که آن همه سال در انتظار تو بودم

و در همان دم که (به تو رسیدم و عشق میان ما) آغاز شد

او (خداوند) تو را از من گرفت

.

But I still say

When you find love

When you know that it exists

Then the lover that you miss

Will come to you on those cold, cold nights

.

لیکن کماکان می گویم

آن هنگام که عشق را پیدا و کشف می کنی

چونان که آگاه می شوی که عشق وجود دارد

سپس معشوق خود را از دست می دهی

حسی شبیه به حس شب های بسیار بسیار سرد بر تو مستولی خواهد گشت

.

 

When you've been loved

When you know it holds such bliss

Then the lover that you kissed

Will comfort you when there's no hope in sight

.

هنگامی که عشق را تجربه می کنی و دوست داشته می شوی

آن زمان که آگاه می شوی چه سعادت و شعفی در عشق پنهان است

آن گاه فرا می رسد که معشوقی که از او کام جسته ای

در روزگاران نومیدی تو را تسلی و تسکین خواهد داد

.

So the words you could not say

I'll sing them for you

And the love we would have made

I'll make it for two

For every single memory

Has become a part of me

You will always be

My love

.

بنا بر این آن وژگانی که قادر نبودی ادا کنی را

برایت خُنیاوار خواهم خواند

و آن عشقی که میان مان بود را

(به صورت ترانه و آهنگ) برای هر دویِمان خواهم ساخت

و به حرمتِ یکایکِ خاطراتی که تکه ای از وجود من شده است

تو هماره و همیشه عشق من خواهی ماند

.

Well, I've been loved

So I know just what love is

And the lover that I kissed

Is always by my side

Oh, the lover I still miss

Was Jesus to a child

.

بسیار خوب، (اکنون) من عشق را تجربه کرده و دوست داشته شده ام

لذا با چگونگیِ (اعجازِ) عشق آشنا شده ام

و معشوقی که از او کام جویی کردم

هَماره در کنار من است

آه، معشوقی که هنوز و همیشه دلتنگ او هستم

همچون مسیح بود برای یک کودک

.

.

.

Songwriters: George Michael

.

.

.

ترجمۀ اختصاصی