انسان عاقل وقتی کاری خلاف عقل و از سر جهل و نادانی انجا م میدهد و عواقب و نتایج ان را در زندگی مشاهده میکند اولین کاری که انجام میدهد این است که چرا چنین خطایی را مرتکب شده؟ این جاست که خشم وی از عمل کرد خودش باعث میشود چهره اش سرخ شود و به نوعی احساس شرم و شرمساری در چهره و حالات وی هویدا شود. نمیدانیم چرا اخلاق ما طرفدارا ن فوتبال عاری از شرم و شرم ساریست .چرا اخلاق یک هوادار تیم به این سمت گرایش پیدا کرده که مثل مر د از تیم اش و عملکردش در تورنومنت های جهانی حمایت نمیکند ؟ چرا وقتی تیم مورد علاقه مان نتیجه نمیگیرد به یکباره صحنه را خالی میکنیم و انگار نه انگار روزی هوادارش بوده ایم؟ به عنوان مثال بازی های ایران در جام جهانی برزیل میتواند نمونه ای باشد که چگونه تا قبل از بازیها و حتی قبل از قرعه کشی جام جهانی همه نا امید و منتقد کیروش و بازیکنان بودند و حتی وقتی کیروش و تیمش توانستند به جام جهانی با سه پیروزی پیاپی بلیط برزیل را بگیرند دوباره انتقادها و ترس وهراس ها از تیم های هم گروهی ایران در جام جهانی زمزمه خاص و عام بود. بله میگویم خاص و عام چرا که همه مان فکر میکردیم در مقابل ارزانتین و نیجریه و بوسنی ابروی فوتبال خواهد رفت . همه مان ترسید ه بودیم که نکند مسی کاری کارستان کند. در صفحه شخصی مسی از ترس باختن چه دشنام ها ندادیم و در اخر هم چه انکارها نکردیم. وقتی کیروش و تیمش توانست بر خلاف انتظار ها بازی خوبی نمایش دهد همه مان غرق در سور وشادی بودیم. انگار نه انگار تا دیروز منتقد سر سخت بودیم انگار نه نگار تا دیروز خودمان تیشه به ریشه خودمان میزدیم و در برابر ارژانتین و مسی اش خود را تهی از همه چیز میدیدیم. بله تهی از همه چیز . از تاکتیک گرفته تا مربی از بازیکنان گرفته تا نبود بازیهای تدارکاتی . ازنبودن لیگ حرفه ای و و و. چرا ما از علمکردهای خود شرم نمیکنیم ؟چرا واقعا تکلیف خودرا مشخص نمیکنیم که ایا واقعا ما هوادار تیم ملی هستیم یا نه؟ ایا ما تیم ملی خودرا دوست میداریم یا نه؟ ایا نتایج باخت تیم میلی همچون برد هایش برایمان مهم است و با چند باخت علاقه خود را به تیم ملی انکار نمیکنیم؟کمی شرم هم خوب است . سرخ شدن هم خوب است کمی احساس خجل بودن در برابر خویشتن خویش برای شخصیتمان لازم است . یک هوادار واقعی پا به پای تیمش در هر شرایطی در کنارش است .و تیم را تنها نمیگذارد . متاسفم برای اخلاق عده ای که فقط در برد ها و در روزهای خوش هوادار تیمی ویا بازیکنی هستند و در روز های سختی و پر از افت تیم همچون سایه ای همیشه گزیران هستند . این هواداران نتنها برای تیم ملی بلکه حتی برای سایر باشگهاههای مورد علاقه خود نیز چنین عملکرد خجالت اوری دارند. به عنوان مثال زمانی که رونالدینهو ستاره میدان ان روزهای بارسلونا بود و هنوز مسی به این شهره واوازه نرسید ه بود در همه جای ایران و جهان رونالدینهو مظهر تاکتیک بود . خدایگان حرکات نمایشی . اما چه شد؟ چرا دیگر نه سامویل اتو و رونالدینهو از ادبیات حمایتی بارسلوناییها رخت بر بسته است؟ تا دیروز هوادار بودند و امروز شده اند منتقد؟ هوادارا ن یارسلونا جواب دهند که رونالدینهو یی که همیشه در بحث های چالش بر انگیز در مقابل طرفدارن شایسته چلسی نامش ورد زبانشان بود الان انها را چه شده ؟ان حمایت های پیاپی و پر از شور وهیجان امروز کجاست؟ به تمامی هوادارن چلسی و مادریدیها قول میدهم اگر تا چند سال اینده نتنها از مسی بلکه کلا تیم بارسلونا دیگر ان حمایت های اتشین درکار نخواهد بود چرا که مهر ه های اصلی همچو ن گواردیولا دیگر در بارسلونا نیستند . بازیکنان محوببشان به اخر دوران بازیگری خود رسیده اند . دیگر صدای ناقوس مرگ تیکی تاکا درامده است. اما خواهشی که از هوادارن بارسلونا و همه هوادارن دارم این است که موضع خود رادر قبال تیم های محبوبشان تغییر ندهند و شرافت طرفدار بودن از یک تیم را حفظ کنندو ابروی طرفدار واقعی یک باشگا ویا تیم ویا بازیکن خاص را حفظ نمایند. با تشکر