دیروز داشتم رو پشت بوم خونمون دیش ماهواره رو تنظیم میکردم که مادربزرگم گفت بسیج اومده.

هرچی بود و نبود رو ریختم تو حیاط پشتی و پریدم پایین.

گفتم کجاس؟؟؟

گفت اینا واسه گوشیت بسیج اومده.

 

 

 

 

 

 

 

کمرم رگ به رگ شد.