شوهره با زنش دعواش میشه از خونه میزنه بیرون
بعد یکساعت تلفن میزنه به زنش
زن: بله؟...چته؟
شوهر:...می دونی الان کجام؟
زن:کجا ول میگردی خبر مرگت
شوهر :طلا فروشیه تو خیابون امام یادته که از یه جفت النگو خوشت اومده بود بهم گفتی برای روز زن بخر؟
زن:آره عزیزم..آره عشقم ....آره زندگیم...یادمه..
شوهر :دوتا مغازه اینورترش دارم قلیون میکشم?


