1- نشریه نیوزآودورلد جز مایملک روپرت مرداک بود که به اسم نشریه زرد سان احتمالا میشناسیدش. این نشریه معروف بود به تجسس در زندگی ورزشکاران. برای مثال داستانی سال 1998 منتشر کرد. عکسی از پاپاراتزیها گرفته بود که جیمی کرگر در کنار یک استریپر در جشن سال نو دیده میشد. یا تصاویری از لمپارد، فردیناند و کایرن دایر در حال رقصیدن در بین دستهای از دختران در منطقه آییا ناپای قبرس چند سال بعد چاپ کرد. هر دو مورد با بزرگنمایی فراوان بازتاب داده شدند. همواره هم با کلیدواژههایی مثل ورزشکاران ما باعث شرم ما هستند، بیاخلاق هستند و باید الگو باشن، خبر کار میشد. مثل داستان سنگسار که اونقد از خودت مطمئن هستی که گناهکار نیستی که سنگ پرت کنی؛ نیوزآودورلد سال 2011 بسته شد. دلیل؟ شنود تلفن تعدادی از شخصیت های سیاسی، هنرپیشهها و اعضای دربار در بریتانیا.
2- فدراسیون فوتبال که سابقهای طولانی با همین کادر مدیریت در زمینه بیاخلاقی و زد و بند داره؛ قسمتی تحت عنوان کمیته اخلاق داره که در هر زمینهای به خودش اجازه میده ورود کنه.
3- چرا باید فوتبالیستهای ما در زمینه هرچیزی خارج از مستطیل سبز الگو باشن؟ چرا مایِ هوادار باید چنین انتظاری از قشری داشته باشیم که جز فوتبال بازی کردن یا حالا مربیگری، عملا هیچ چیزی بلد نیستن. سواد به مراتب کمتری دارن، عمده چیزهایی هم که تو زندگی بعد از معروف شدنشون خواستن، در بالاترین کیفیت و با کمترین هزینه در اختیارشون بوده پس نیازی احساس نکردن که طور دیگهای زندگی کنن. دائم هم تائید میشن و برای سلفی گرفتن باهاشون سر و دست میشکنیم. اگه کاری کردن که از مردم کشورشون سر نمیزنه، اونوقت میشه نقدشون کرد. آمارها نشون میده که از عصبانیترین مردم جهان هستیم.
4- من خودم رو در جایگاهی نمیبینم که فرهاد مجیدی یا کسایی که از هدایتی پول گرفتن رو نقد کنم. نقد رفتارهای اینچنین که ممکنه از من و شما هم سر زده باشه یا سر بزنه انتظار درستی نیست. این فشارِ "باید الگو باشی" به دو رویی بیشتر میانجامه. وین رونی برای بازرسی بدنی صبر میکنه چون تفکر مردم اینه که پشت چراغ قرمز بایستن، از سمت راست سبقت نگیرن، تو خیابون ته سیگار نندازن و از این دست. با این الگوی ذهنی بزرگ شده. نه، نمیشه ایران فعلی رو مقایسه کرد با جهانِ اول.
5- پس چه کسی الگو باشه؟ آدمهای بزرگ زیادی داریم که توجیهپذیره الگو گرفتن ازشون اما بیاید بگیم هیچکس.