تیم رابینز سینماگر 60 ساله به عنوان یک هنرمند ضد جنگ و صلح طلب مشهور است. به عنوان کارگردان نیز فیلم مهمی چون Dead Man Walking را در کارنامه دارد. او همچنین سالهای زیادی پارتنر "سوزان ساراندون" بازیگر سرشناس هالیوود بود. اما از همه اینها گذشته به عنوان یک بازیگر زیاد جدی گرفته نشده در حالیکه به عنوان بازیگر هم چند شاه نقش در کارنامه اش دیده می شود. به 3 نقش تاثیرگذار در کارنامه بازیگری رابینز اشاره می کنم.
رستگاری در شاوشنگ:

نخست نقش "اندی" در فیلم The Shawshank Redemption "رستگاری در شاوشنک". فیلمی به کارگردانی فرانک دارابانت که در لیست بهترین های تاریخ از نگاه سایت معتبر (IMDB) در جایگاه نخست است. رابینز گویا ساخته شده برای ایفای نقش اندی. یک بانکدار باهوش که متهم به قتل همسر و معشوقه اش می شود و به زندان شاوشنک فرستاده می شود. او محکوم است تا باقی عمرش را آنجا بماند اما اندی معتقد است حتی اگر همه دار و ندارش را بگیرند یک چیز را نمی توانند از او بگیرند... امید!.
رودخانه مرموز:

دوم نقش "دیو" در فیلم Mystic River "رودخانه مرموز". یکی فیلم سیاه و تاریک و از بهترین آثار کلینت ایستوود در مقام کارگردان. نقشی که با بازی کنترل شده و و ماندگار رابینز تاثیرش چند برابر شده است. ماجرای زندکی سه دوست از دوران کودکی تا میانسالی. گویا قرار است تمام بدشانسی ها و مصائب دنیا بر سر دیو (یکی از این سه دوست) نازل شود. چهره غمبار رابینز در تمام طول فیلم و آن چشمان بی گناه مخاطب را رها نمی کند. رابینز به خاطر این فیلم مهمترین دست آورد دوران بازیگری خود را به دست آورد، یک اسکار نقش مکمل مرد.
زندگی مخفی واژه ها:

و بالاخره نقش جوزف در فیلم The Secret Life of Words "زندگی مخفی واژه ها". فیلمی از کارگردان زن اسپانیایی ایزابل کوشِت. فیلمی که – متاسفانه – به اندازه شان و جایگاهش قدر ندیده است. داستان یک مهاجر زجر کشیده یوگوسلاو به نام "هانا" – با بازی سارا پولی، بازیگر نقش سارا استنلی در سریال قصه های جزیره! – که به طور اتفاقی برای مدتی پرستار مردی به نام "جوزف" با بازی تیم رابینز می شود. جوزف که روی یک دکل نفتی کار می کند بر اثر یک انفجار به شدت آسیب دیده و بینایی چشمانش را از دست داده. رابطه این دو انسان آسیب دیده – رابینز و پولی – به لطف بازی های درخشان دو بازیگر استثنایی از آب درآمده است...



