◾️داستان یک معجزه! ▫️مردی به همراه پسرش برای اولین بار به یه شهر بزرگ و هتل گرونقیمت میرن. تو هتل متوجه میشن که یک اتاقک کوچکی دائماً حرکت میکنه و به طرف بالا و پایین میره! پسر میپرسه: بابا این چیه؟ ▫️مرد که در تمام عمرش آسانسور ندیده بوده میگه: نمیدونم پسرم تا حالا چنین چیزی ندیده بودم! ▫️همون موقع پیرزنی به جلوی آسانسور میره و یک دکمه را فشار میده، در باز میشه، پیرزن وارد آسانسور میشه، در پشت سرش بسته شده و اتاقک به طرف بالا حرکت میکنه. چند لحظه بعد آسانسور بطرف پایین بر میگرده، در باز میشه و دختر خوشگلی از اون بیرون میاد! ▫️مرد که به خاطر این معجزه از تعجب دهانش باز مونده بود به پسرش میگه: پسر زود بدو ننه ات رو بیار! ?
داستان یک معجزه
۱۸۰ بازدیددوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۰
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


