کمتر از یک هفته رئال مادرید از ۳ جام فاصله گرفت تا شاید بعد ازآخرین فصل آنجلوتی باز هم شاهد یک فصل بدون جام توسط سفید پوشان مادرید باشیم.
بهتر است به اولین شکست رئال در برابر بارسلونا در هفته ی قبل بیاندازیم.
دمبله از فضایی که کاسیمرو در نیم فضا پوشش نداده است نفوذ می کند تا واران با یک گل به خودی کار تیم خود را سخت تر کند. سپس راکیتیچ باز هم با نفوذ به این فضا و یک و دو با روبرتو، تک گل کاتالانی ها را به ثمر می رساند تا اختلاف بارسلونا با شاگردان سولاری به ۱۲ امتیاز برسد. و حالا نوبت آژاکس بود.
قبل از اینکه بخواهیم مثل سایر رسانه ها این برد را به نام بازی خوب دی یانگ و تادیچ بزنیم، بهتر است چشم ها را بشوییم و تا مربی هایی مانند تن هاگ را بهتر ببینیم. چگونه این مربی با فاز تهاجمی خود، فاز تهاجمی قدرتمند رئال را مختل کرد؟
در اصل تن هاگ یک قدم از بارسلونا هم جلوتر بود. مودریچ قبل از آنکه بفهمد بار ها در تله ی تاکتیکی آژاکس گرفتار شد. بعد از رفتن رونالدو و نیمکت نشینی ایسکو، مودریچ نقش شماره ۱۰ را در رئال ایفا می کند. همان کاری که در کرواسی انجام می داد. با درگیری مدوام مودریچ با دی یانگ او توانست در صحنه هایی فضای کافی برای هم تیمی های خود بوجود بیاورد. اما با جایگیری شونه و دی یانگ در یک سمت مودریچ مجبور بود تا به شدت به کروس و کاسمیرو نزدیک شود. این یارگیری نفر به نفر نه تنها در فاز تهاجمی رئال را دچار مشکل می کرد بلکه فضای مطلوبی را برای تادیچ بوجود می آورد. در آخر این آنالیز به جابجایی مودریچ و کاسمیرو در فاز تهاجمی اشاره کرده ایم. به نظر شما چرا این جابجایی انجام شد؟


