با اينكه اسلام نسبت به تجاوزات و انحرافات جنسى دقت و حساسيت بسيار نشان داده و براى زنا و لواط كيفرهاى شديدى در نظر گرفته است، همينكه حوزه قدرت و نفوذ سياسى اعراب وسعت گرفت، بعضى از اعراب سست ايمان، كه به تجمل و آسايش مأنوس شده بودند، تعاليم مذهبى را از ياد بردند.جرجى زيدان مى نويسد پس از آنكه عربها شهرنشين و از باده پيروزى سرمست شدند به هر نوع فساد و عمل منافى عفت نيز دست زدند. مخصوصا شهرهاى بغداد و قرطبه، گاهى مركز اين قبيل اعمال بود و داروغه مخصوصى از طرف دولت، مأمور رسيدگى به اين كارها بود.براى اينكه مردان را به آن كارها تشويق كنند، تصوير زنان برهنه را بر ديوار گرمابه ها نقاشى مى كردند. دولت از مالياتى كه از آن راهها به دست مى آورد سود كلانى مى برد، با آمدن پسران ماهروى رومى و ترك، امردبازى سخت رايج شد، گاه مردان را اخته مى كردند. در مصر و بعضى ديگر از ممالك، عشقبازى با زنان منسوخ شد و عشقبازى با امردان معمول گشت و شعرهايى كه سابقا در وصف زنان مى گفتند، براى امردان سرودند تا آنجا كه زنان بينوا، به لباس مردانه درآمده، خود را شبيه مردان ساختند.چنانكه تاريخ حكايت مى كند، امردبازى تا نيم قرن پيش سخت معمول بود و شعرا و نويسندگان قرون پيش، نيز در آثارشان به رواج امردبازى و عشقبازى با پسران خوبروى اشاره كرد ه اند. ايرج ميرزا نيز در حدود پنجاه شصت سال قبل بدون احساس خجلت و شرمسارى، ماجراهاى جنسى خود را با امردان توصيف و تشريح مى كند:
ديشب دو نفر از رفقا آمده بودند در محضر من ساخته با ما حضر از من همراه يكيشان پسرى بود كه گفتى چشمانش طلب مى كند ارث پدر از من از در نرسيده به همان نظره اول دين و دل و دانش بربود آن پسر از من خرد آمد و مشغول شدند آن دو ولى من در حيله كه خوش دل شود اين يكنفر از من پاسى چو ز شب رفت ز جا جستم و ديدم خوابند حريفان همگى، بى خبر از من آهسته به سر پنجه شدم زير لحافش افتاده ازين حال نفس در شمر از من گفت اين چه بساطست ولم كن پدرم سوخت برخيز و برو پرده عصمت مدر از من من اهل چنين كار نبودم كه تو كردى خود را بكشم گر نكشى زودتر از من با همچو منى همچو فنى؟ گفتمش حق دارى اگر پاره نمايى جگر از آرام من قربان تو اى درد و بلاى تو به جانم عفوم كن و آزرده مشو اين سفر از من كاريست گذشتست و سبوئيست شكستست بيخود مبر اين آب رخ مختصر از من
در نتيجه اين احوال و رواج بچه بازى، زنان نيز با خود مشغول شدند و طبق زدن معمول شد. دختر اخشيد، فرمانرواى مصر، كنيزك زيبايى خريد تا با وى خوش باشد. با اينحال نبايد تصور كرد كه زنبارگى و دلبستگى مردان نسبت به زنان يكباره رو به فراموشى رفت، خلفا، امرا و ثروتمندان با سوءاستفاده از امكانات خود به انواع عياشيها دست مى زدند و به تعاليم شرعى و عرفى و اخلاقى كمترين توجهى نداشتند. حسن صباح در نامه تاريخى خود به ملكشاه سلجوقى ضمن برشمردن مفاسد عباسيان، مى نويسد هارون را كه اعلم و افضل ايشان بود، دو خواهر بود كه يكى را در عيش شراب با خود حاضر مى كرد و ... با خواهر او فساد كرد؛ و خواهر ديگر محسن هنام خردتر بود و در حسن و جمال به كمال؛ هارون او را به خود نزديك كرد و ميان ايشان فساد واقع شد و لطيفه اى مشهور است، كه بعد از وفات هارون، امين، پسر او، اين محسنه را كه عمه او بود با او فساد كرد (و انتظار امين آن بود كه محسنه بكر باشد) نبود.
منابع:
تاریخ اجتماعی ایران جلد هفتم مرتضی راوندی.تاریخ اسلام جرجی زیدان.دیوان ایرج میرزا



