حتما برای شما هم پیش اومده، از خیلی وقت قبل، هر جا که می شینی پای صحبت افراد، حتماً گله و شکایتی از روزگار بوده و هست. از مشکلات مالی و اقتصادی بگیر تا بحث های سیاسی و کل کلای ورزشی. هرکی هم به زعم خودش این مسائل رو تفسیر می کنه و نظرشو میده. به خاطر اتفاقاتی که اطرافمون میفته و بی برنامه و غیرقابل پیش بینی بودن اکثر مسائل تو کشورمون، اکثراً تو فکر مشکلات هستیم و اعصاب درست و حسابی نداریم. وقتی پشت فرمون نشستیم به کسانی که اطرافمون رانندگی می کنن فحش می دیم که مثل حیوون رانندگی می کنن، وقتی پای اخبار می شینیم و خبرهارو می شنویم، واکنشمون اینه که همشون دزدن و مملکت رو خراب کردن. وقتی فوتبال داخلی نگاه می کنیم کلی فحش میدیم و پای فوتبال خارجی میگیم تماشاگر به اینا میگن، نه کسایی که تو ایران میرن استادیوم. و خیلی مسائل دیگه. این مسائل، تقریباً فراگیر شده تو ایران و به شکل یک فرهنگ (یا بهتره بگیم ضدفرهنگ) نهادینه شده تو جامعه ما و وجود داره. خبر اختلاس رو می شنویم و وقتی واکنش مسئولین رو میبینیم، خیلی خیلی ناامید میشیم. میبینیم خیلی از مسئولین ما دم از اسلام و دین میزنن اما تو خودشون یا خانواده ی خودشون، هیچ چیزی جز ظاهرسازی و ریا دیده نمیشه. بقول علی کریمی، «ما» با «ما» فرق داره علی الظاهر. مطمئناً من نمیتونم تمام مسئولین یا مردم رو تغییر بدم تا جامعه ی ما مدینه ی فاضله بشه. این خیلی ناامید کننده هست و از اون بدتر اینه که امیدی هم ندارم از مسئولین ما بخاری بلند بشه. مگه میشه این همه دزدی های کلان و بی اخلاقی ها و بی قانونی های واضح اتفاق بیفته و آب از آب تکون نخوره؟!!!  

اما مطمئناً ناامیدی اون چیزی نیست که حالمو خوب کنه و انتظار برای رسیدن روزهای خوب هم، یک کار بیهوده و عبث هست. به نظرم، کار مفیدی که از دستم برمیاد اینه که خودم رو تغییر بدم و با محیطی که داره اشتباه میزنه، همسان نشم. یا اگه الان با این محیط همسان هستم، تغییراتی در خودم به وجود بیارم تا دیگه شبیه اون چیزا یا کسایی که ازشون بدمون میاد، نباشم. باید خود قاضی رفتارها و کارهای خودم باشم. در واقع اگه ما از خودمون شروع کنیم، میتونیم محیط اطرافمون رو تغییر بدیم. بعنوان مثال، وقتی پشت فرمون ماشین نشستیم، مقررات راهنمایی و رانندگی رو حتی اگر پلیس نبود، خودمون رعایت کنیم. این یک رفتار کاملاً پیش پا افتاد و ضروری برای هر انسانی هست که خودش با استفاده عقلش، مقرراتی که به بهبود زندگیش کمک می کنه رو رعایت کنه. ما حیوان نیستیم که نیاز به چوپان داشته باشیم. پس حتی اگه ساعت 2 شب هم دارم از تو خیابون میرم، مقررات رو رعایت کنم. اگه یه جایی همه ی ماشین ها داشتن خلاف می کردن، من خلاف نکنم. اگه کسی داشت بی قانونی می کرد گزارش کنیم کارشو تا جلوی بی قانونی گرفته بشه. نگیم ولش کن به ما چه و این حرفا. اگه کارمند اداره ای کارشو درست انجام نداد، تخلف یا بی اخلاقیش رو به مدیرش یا مرجع مربوطه اعلام کنیم و درخواست کنیم پیگیری کنن. نگیم ما فضول نیستیم. این کار فضولی (یا همون لفظ معمول که همه میدونیم) نیست. هر اتفاقی باید از یه جایی شروع بشه. برای جلوگیری از تخلفات بزرگ، اول باید جلوی تخلفات و جرائم کوچک رو گرفت. ما اگه خودمون رو تغییر ندیم، شرایط اطرافمون تغییر نمی کنه. مطمئناً انتظار برای اومدن روزای خوب و چشم امید داشتن به دیگران، چیزی رو برامون تغییر نمیده. برای رسیدن به روزهای خوب باید تلاش کنیم و اول باید از خودمون شروع کنیم. از کارهای کوچک که فکر می کنیم ارزشی نداره. وقتی مشکلات پیش افتاده رو حل کنیم، کم کم به مشکلات بعدی و بزرگتر می رسیم.