بدترین لحظه زندگیم بود!!!!
یادمه چن روز قبل از فینال خودمو و چن تا از دوستام دور هم جمع شده بودیم دوستم میگفت اگه مسی جام رو ببره تبدیل به بهترین تاریخ میشه و مارادونا گفته بود برای مسی فرش قرمز پهن میکنم و توپ طلای پنجم
شب فینال توی خیابان داشتم راه میرفتم که یه مرد سبیلو رو دیدم که با خوشحال داد میزد امشب مسی جام رو میبره بالا و کلی ذوق کردم با خودم میگفتم اگه بازی بره پنالتی ها ما هم خیلی شانس داریم چون رومرو همه توپ ها رو میگیره تا اینکه فینال شروع شد و دقیقه 113 اون حرومزاده اومد تو و دروازه آرژانتین رو باز کرد
اون شب اینقدر قصه خوردم که رفتم بیمارستان
حاضر بودم تمام زندگیم رو بدم ولی اون فینال تکرار شه و همین الآن که دارم تایپ میکنم بغض گلوم رو گرفته
خیلی حس بدی بود????????



