دوست دارم دستمو تا آرنج بکنم توی حلقم اونی رو که مدام داخلم داره زار میزنه روبیارم بیرون یه اردنگی زیر کونش یه پس گردنی پس کلش بکشم بگم د برو لامصب چی میخوای از جونم اونم هیچی نگه سرشو بندازه تو یقه ش بره یه نگاهم بهت نکنه تو هم یه سیگار روشن کنی و دور شدنشو تماشا کنی و بقیه ماجرا رو در سکوت سر کنی