خدای سوسنگرد.

ماجراش مربوط به چند سال پیشه.

که یکنفر به نام "سید علی غرابات" سالها پیش ادعای خدایی کرد و بعدش هم دستگیر و اعدام شد.

گفتنی‌است، ادعای خدایی در حالی از سوی این فرد مطرح شد که ادعا در این سطح تاکنون بسیار کم‌سابقه بوده و مدعیان معمولاً با در نظر گرفتن سطح شعور فریب‌خوردگان، تنها به طرح ادعای ارتباط دائم با امام مهدی یا برانگیختگی به عنوان پیامبری جدید اکتفا می‌کردند. 

خواندن مناجاتی به زبان عربی مشابه عبارات مناجات‌های اهل بیت(ع) با خداوند از جمله " یا الهی و ربی! یا رب العالمین! یا من خلَقَنی! یا عُدتی فی شدتی! و یا مونسی فی وحشتی! " و سجده دسته‌جمعی مریدان به سوی این مدعی خدایی صحنه های تکان دهنده ای را رقم زده بود.  کم حرفی از ترفندهای این فرد بوده و از ترس اینکه ممکن است حرفی بزند و تهی بودنش را افراد بفهمند سعی می‌کند اصلا حرف نزند. 

طرف دهن سرویسی بود نه گفت پیغمبرم نه امامم ...گفت من خود خدام.

دهن سرویس لام تا کام حرفم نمیزد!!!

چه خدای کم حرفی:)

یادم بهش افتاد گفتم واستون بگذارمش روحیتون عوض شه وگرنه سالها پیش ادعا کرد و همون سالها هم اعدام شد.

فکر کنم توی جشن تولدش میگفتن گلاب گلاب کاشونه ماشالله تولد خدا جونه.

خخخ

لبخندم میزد.خدای مهربونی بود.کیکم میخورد?