طرفداری- در طی این مجموعه یادداشت ها، نگاهی عمیق به اولتراهای سرتاسر جهان انداخته ایم تا لذت متفاوت فوتبال را در سراسر جهان کشف کنیم.

به قلم لیام نیومن در وب‌سایت Thesefootballtimes - ده ها تن از گروه های مختلف با ایدئولوژی‌های متضاد، همیشه بر سر اینکه کدام بازیکن بهترین است، ساعت ها می توانند بحث کنند اما وقتی موضوع به ترسناک ترین و بزرگترین اولترای جهان می رسد، همه بر سر یک اسم به توافق می‌رسد: اولتراهای گالاتاسارای که خود را «UltrAslan» می‌نامند و با بنر «به جهنم خوش آمدید، به استقبال از حریف می آیند.

کیفیت فوتبال در ترکیه شاید قابل بحث باشد اما فرهنگ هواداری در این کشور، به عنوان پرشور ترین نوع طرفداری، مورد قبول جهانیان قرار گرفته است. استانبول مرکز فعالیت های فوتبالی است؛ این شهر دیدنی دو قاره را به هم وصل می کند و دربی بین قاره‌ای میان دو تیم گالاتاسارای و فنرباحچه، از مشهورترین و جذاب ترین دربی‌های دنیاست که همه ساله میلیون ها بیننده خاص خودش را دارد.

اصلان ها توانسته اند در تک تک بازی های اروپایی، ورزشگاه را به سلطه خود درآورند. از لحاظ تاریخی، آن ها نماینده قشر ثروتمند شهر استانبول هستند اما طی سال های اخیر، به دلیل مدیریت ضعیف هیئت مدیره گالاتاسارای، فنرباحچه باشگاه ثروتمندتری نسبت به رقیب ازلی و ابدی خود بوده است. در واقع همین یک دهه پیش بود که هواداران گالاتاسارای با کمک های خود که در مجموع به 3 میلیون پوند می رسید، به باشگاه کمک مالی کردند. فکر به اینکه این کمک مالی در شرایطی که 80 درصد شهر زیر خط فقر قرار دارند، دیوانه کننده است ولی جواب مشخصی هم دارد: اولترا اصلان ها، یک برند جهانی و بزرگ شده اند.

خاطر اولترا اصلان در نزد هواداران گالاتاسارای بسیار عزیز است، مخصوصا با آن کیت های نارنجی رنگ که زیبایی خاصی به ورزشگاه می بخشند. این عشق به باشگاه به حدی خالص و واقعی است که حتی حاضرند از بُعد مالی فداکاری های بسیاری انجام دهند تا مطمئن شوند باشگاه محبوبشان هیچوقت رنگ مشکلات را نخواهد دید. قطعا حرفی برای توصیف این جملات نیست به جز آنکه عشق حقیقی فقط در داستان ها پیدا نمی شود، این نوع عشق به باشگاه هم حقیقی است.

طرفداران ترک حتی از تراس های خانه‌شان عشق خود به باشگاه محبوبشان را فریاد می زنند و به همین خاطر هیچ ترسی از فریاد در استادیوم ها ندارند. فریادهایی که استادیوم تورک تله کوم آرنا را به دیگ جوشان تبدیل می کند. گالا در طول تاریخ 110 ساله خود، هفت استادیوم عوض کرده است اما قسمت جالب ماجرا اینجاست که هواداران با این وجود هیچوقت پشت تیم را خالی نکردند و از سال 2011 که به تورک تله کوم آرنا نقل مکان کرده‌اند، این استادیوم رعب آورترین مکان جهان در هنگام انجام یک بازی شده است.

در بازی های خانگی گالا، این ورزشگاه با هزاران شعله های آتشی که روشن می شود، رنگ و بوی دوزخ به خود می گیرد. صداهای کر کننده و استرس آور که از نظر علمی هم آزار دهنده شناخته شده اند، اکثرا به گوش می رسد. در کنار این ها شعارهای جذاب را هم اضافه کنید تا متوجه قضیه شوید.از این ورزشگاه 58 هزار نفره، در بازی های گالاتاسارای، بلندترین صدایی که در یک رویداد ورزشی به ثبت رسیده، خارج می شود. شعارهای «به جهنم خوش آمدید» درست پیش از شروع بازی، بازیکنان رقیب را دچار استرس می کند. 

گالاتاسارای

بازی گالاتاسارای با منچستریونایتد در سال 1993 یادتان است؟ امثال گری نویل و رایان گیگز بعدها اعتراف کردند ترسناک ترین اتمسفر دوران حرفه‌ای خود را در آن لحظه تجربه کرده‌اند و این دقیقا هدف اصلی اولتراهاست. باشگاه برای اولتراها بسیار ارزش دارد و می خواهند مطمئن شوند هرکاری انجام می دهند تا پسران شیر، پیروز از زمین خارج شوند. با این حال یک بازی وجود دارد که برد در آن، اهمیت بسیار بسیار زیادی دارد و آن بازی «Kitalar Arasi» یا «بین قاره‌ای» نام دارد. استانبول شهری است که دو قاره را به یکدیگر مرتبط می کند و هردو تیم نماینده یک قشر جامعه هستند.

از آنجایی که این دو تیم پر افتخارترین تیم های کشور ترکیه هستند، اهمیت و ارزش دربی بالاتر می رود. این جنگ فقط به خاطر فوتبال نیست، بلکه جنگ فرهنگ و میان اقشار است. ترکیه جایی فوق العاده و شگفت انگیز است که علی‌رغم وجود ایدئولوژی های متفاوت، مشکلات معیشتی و اقتصادی و مسائل پیچیده سیاسی منطقه خاورمیانه، همچنان عشق به فوتبال در بالاترین سطح قرار دارد. برای مثال یکی از مشکلات اصلی شهر، استفاده از خشونت و به ویژه چاقوست. این مشکل کل شهر را تهدید می کند و در دربی ها به اوج می رسد.

صندلی های شکسته، چاقوها و قمه ها، مشعل و بسیاری اشیای دیگر، سلاح اصلی هواداران در دربی می شود. اولتراها از هرچیزی که بتوانند به رقیب ضربه بزنند، استفاده می کنند. در اعماق این جریان ها، هواداران به خاطر عشقشان به باشگاه این کارها را انجام می دهند. درستی کارشان را نمی شود تصدیق کرد زیرا فوتبال ورزشی برای لذت بردن و عشق ورزیدن است نه خشونت! با این حال نباید اولترا اصلان را تحریک کرد. همه حادثه 30 آوریل 2000 را به یاد دارند، جایی که دو هوادار لیدز کشته شدند و بخش تاریک فوتبال، روی خودش را نشان داد. چرا دو انسان بی گناه باید برای فوتبال به قتل می رسیدند؟

در ادامه همان سال گالاتاسارای موفق به فتح یوفا کاپ شد. آن ها هنوز هم تنها تیم ترکی تاریخ هستند که به چنین افتخار بزرگی رسیده اند. چنین مزیت بزرگی نسبت به بشیکتاش و فنرباحچه، مایه غرور طرفداران شده و همیشه حس افتخار خاصی به آن ها دست می دهد. در بزرگی گالا شکی نیست ولی در بزرگی اولترا اصلان ها لحظه‌ای تردید هم جایز نیست. آن ها در دستاوردهایی که باشگاه کسب کرده، نقشی بزرگ ایفا کرده‌اند. آن ها مرزهای طرفداری را چندین سطح بالاتر برده اند و برای موفقیت خانه‌ای که دوستش دارند [گالاتاسارای] همه کار می کنند.

▬ در داستان اولتراها، هر هفته به سراغ گروهی از جنجالی‌ترین هواداران دنیای فوتبال خواهیم رفت و ریشه‌های آن‌ها را بررسی خواهیم کرد. برای پیگیری این مجموعه، برچسب «داستان اولتراها» را دنبال کنید.