سرباز آلماني در حالي كه فرار مي كرد تا نيروهاي روسي او را دستگير نكنند با خوردن به جنازه يك سرباز آلماني زمين خورد.

او سرباز آلماني را روي خود انداخت تا به نظر برسد مرده است.بعد از عبور روس ها در حالي كه ميخواست بلند شود ديد كه كاغذي از جيب جنازه افتاد آنرا برداشت.نامه را خواند و نتوانست خود را كنترل كند.

"همسر عزيزم اين نامه اي از من براي تو است.ما همه اينجا خوشحال هستيم و در شرايط خوبي زندگي ميكنيم.جنگ به مراحل پاياني نزديك مي شود.و من همين روزها با مرخصي به نزد شما باز خواهم گشت.دلم براي آلمان و دخترم تنگ شده است.اما نگران نباش من باز خواهم گشت"

استالينگراد،١٩٤٢/١٠/٣٠

آغازي بر پايان،آنتوني بيور

جنگ خانمان سوز است براي كسي كه حمله ميكند و براي كسي كه دفاع ميكند هيچ تفاوتي ندارد