خلیفه نیستی سلطان هم

فقط امام اول شیعیانی

ولی میشد به جای پنج سال

پنجاه سال حاکم باشی ،

میشد که شام را به معاویه بسپاری

تا سهم بچه‌های ابوسفیان باشد

و کنار رود فرات کاخی سپید بسازی

چیزی شبیه کاخ سعدآباد

و در تالارهای آینه و مرمر

ضیافت شام برگزار کنی

پشت درهای بسته ،

میشد که پیش از مرگ خود

به فکر پادشاهی فرزندان باشی

تا حکومت ایران سهم حسن شود

و حکومت عراق سهم حسین ،

می‌شد پالان خویش را پر کنی

از شیر مرغ و جان آدمیزاد

از وعده و وعید

و افطاری بدهی از بیت‌المال

و جامه‌های اطلس و ابریشم بپوشی

با میمون و سگ بازی کنی

و ۵٠ سال در ناز و نعمت پادشاهی

شب را به صبح برسانی ...

میشد ... نمیشد ؟؟

اما علی جان آن کفش‌های وصله‌دار

مناسب پای حضرت حاکم نیست

نمیشد کفش وصله‌دار نپوشی ؟؟

? ١۴٠٠ سال قبل حکومت برای علی از آب بینی بز هم بی‌ارزش‌تر بود و در مقابله با دغل‌های معاویه حیله نکرد تا از صراط عدالت خارج نشود ، علی را به جرم همین عدالتش فرق شکافتند و ١۴٠٠ سال بعد مدعیان عدالت علوی برای آب بینی بز از هیچ دغل و دورغی دریغ نکردند و نمیکنند 

 

علیرضا قزوه