تو این روزای حال خرابی و درب و داغونی ، تو این روزایی که باز یکی اومد و یه اردنگی بهم زد و رفت که باز یکی یادم انداخت عجب گوسفندی هستم

چقدر دلم برا استیو تنگ شده

تنها آدمی که شبیهم بود ، البته فکر کنم شبیهم بود