همونطور كه پيش بيني ميشد ايتاليا برد اما يه نكته اي توي كامنتهاي بعضي هوادارا بعد بازي با فنلاند و ليختن اشتاين نظرمو به خودش معطوف كرد و اون اينه كه واقعاً انتظار ما از مانچيني چي بايد باشه، يا بهتره بگم وظيفه ي مانچيني چيه!

بعضاً ديدم ميگن مانچيني بايد تيمو قهرمان يورو بكنه يا حداقل به فينال برسونه تا فاجعه ي ونتورا از ذهن ما پاك بشه!

خب اين يه سوژه ي كاملاً نامعينه. واقعاً فاجعه ي ونتورا به مانچيني چه مربوطه كه الان ايشون بايد با قهرماني يورو حيثيت بر باد رفته ي ايتاليا رو برگردونه! اينجاست كه من پاسخ اون سؤالا رو ميدم. انتظار من بعنوان كسي كه با ايتاليا عاشق فوتبال شد اينه كه يه نسل مستعد، باطراوات و باانگيزه به فوتبال ايتاليا معرفي بشه و چه كسي بهتر از مانچيني كه تو اينتر اينكار رو دو بار انجام داد(من دوره ي دوم مانچو رو كاملاً موفق ارزيابي ميكنم). در وهله ي بعد بايد ببينيم مانچو چه تيمي رو تحويل گرفت؛ تيمي كه حتي به گروهي جام جهاني نرسيد؛ اون وقت چطور يه سري توقع قهرماني دارن. بهتره به دور از تعصب و هيجان اظهار نظر كنيم: ايتاليا اگه به يك هشتم يورو برسه يه پيشرفته و اگه به يك چهارم رسيد كه فوق العادست؛ اما واقعاً با وجود فرانسه اي كه بازيكناش تجربه ي قهرماني جام جهاني دارن، بلژيك و انگليسي كه با نسل طلاييشون به نيمه نهايي رسيدن، كرواسي نايب قهرمان و آلمان و اسپانيايي كه حداقل شرايطي به مراتب بهتر از ايتاليا داشتن اخيراً، الآن ايتاليا مدعي چندم قهرمانيه! پس بهتره انتظاراتمون رو متعادل كنيم. فراموش نكنيم اولين برد مانچيني با ايتاليا مقابل عربستان بود(البته به زور اين برد رو كسب كرد)؛ درحاليكه الان بعضيا برد برابر فنلاند و ليختن اشتاين و لهستان رو كوچيك ميدونن و بي ارزش. 

سال گذشته بعد از شكست ايتاليا مقابل فرانسه در بازي دوستانه(قبل جام جهاني)، مانچيني مصاحبه كرد كه درصورت تداوم تمرين و تلاش، براي يورو ٢٠٢٠ به سطح فرانسه ميرسيم و اين در شرايطي بود كه فرانسه هنوز قهرمان جهان نشده بود و مانچيني اطلاعي از اين قهرماني نداشت. حالا ايتاليا نسبت به بازي با سوئد، مقدونيه و عربستان ١٨٠ درجه فرق كرده و اين پيشرفت با بازيكناني بوده كه خيلياشون اولين تجربه ي مِليشون رو سپري كردن. مانچيني دقيقاً مثل اكسيژني بود كه فوتبال از نفس افتاده و مرده ي ايتاليا بهش احتاج داشت.

 اين نسل براي جوابدهي قطعاً به سه، چهار سال زمان نياز داره؛ يه نگاه به يوآخيم لو بكنين كه چقدر زمان برد تا درنهايت موفق به قهرماني شد؛ بنابراين انتظار نابجا نداشته باشيم. فراموش نكنيم فدراسيون فوتبال ايتاليا و هوادارا طلبي از مانچيني ندارن و هر خاطره ي تلخي بوده به گردن ونتورا و تاوكيو بوده؛ پس دليلي نداره مانچيني موظف به ترميم و از بين بردن اون خاطرات باشه. بلكه اگه طلبي هم باشه اون مانچينيه كه طلب داره؛ چراكه مسئوليت خطيري رو به عهده گرفت كه خيلي از مربيان ايتاليايي كه در همون مقطع بدون تيم بودن، به عهده نگرفتن؛ فقط و فقط بعلت ترسِ از از دست دادن رزومه!