خسروپرویز لقبش پرویز بوده که به معنای فاتح و پیروز است. این عنوان به خاطر پیروزی‌های بزرگش در غرب به او داده شده بود.

او آخرین شاهنشاه قدرتمند ساسانیان بود که آوازهٔ شهرتش عالم گیر روزگار آن دوره بوده است. این شهرت نه به خاطر جنگ‌ها، بلکه به خاطر ثروت عظیم او بود. درآمدهای دولت ساسانی علاوه بر مالیات، بر پایهٔ سیستم پر رونق کشاورزی و دامداری و جادهٔ ابریشم که شاهراه تجارت ایران و روم و چین بود، بوده است. این شاهراه برای دولت ساسانی بسیار سودآور بود. علاوه بر این تجارت طلا و فرش‌های بافته شده، پارچه، پشم و ظروف، این‌ها کافی بود تا دولتی ثروتمند باشد. در دوران خسرو پرویز خزانهٔ شاهی پر زر و سیم بود؛ شاید ثروتی که او انباشته داشت در هیچ دوره‌ای به اندازهٔ او نرسد. این‌ها نه از فشار بر مردم بلکه به خاطر سیستم پررونق اقتصادی دولت ساسانی بود.

 

هفت گنج خسرو پرویز

 

1 - تخت تاقدیس

ازهفت گنج خسرو پرویز از عجایب بارگاه اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده‌هایش از نقره و طلا بود. بر سقف این تخت صورت پادشاهان و مجالس بزم و شکار و ستاره‌ها حک شده بود. روی آن وسیله‌ای برای تعیین ساعات روز نصب شده بود وچهار یاقوت هم به مانند تناسب یکی از فصول سال دیده می‌شد تخت خسرو پرویز  از فریدون به وی رسیده بود گویند جمیع حالات فلکی و نجومی در آن ظاهر میشده و آن سه طبقه بوده و در هر طبقه جمعی از ارکان دولت او جابجا قرار میگرفته اند و خسرو پرویز بر آن تخت ملحقات و تصرفات کرده بود.  طول آن تخت 194 متر و عرض آن 137 متر و مزین به جواهر بود .

 

2 - تاج یاقوت نشان

تاج خسروانی بی شک یکی دیگر از عجایب در گاه اوست. تاج خسرو پرویز از مقداری طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوتهایی که در تاج به کار رفته بود در شب مثل روز می‌درخشیدند یاقوت هایش همه جا را روشن می کرد و  زمردهایش چشم افعی را کور می کرد. این تاج آن قدر سنگین بود که زنجیره‌هایی از طلا آن را از سقف آویزان کرده بود. تاج را بر این زنجیره‌های طلا بسته بودند تا هنگام نشستن شاه تاج به روی سرش قرار بگیرد و سنگینی وزن تاج را حس نکند.

 

3 - دستمال نسوز

شاه پس از غذا خوردن با دستمال دست‌های خود را پاک می‌کرد؛ چون چرب می‌شد آن را درون آتش می‌انداخت تا آتش آن را تمیز کند و دستمال پاک می‌شد اما نمی‌سوخت و جنس آن از پنبهٔ کوهی بود.

 

4 - طلای مشت افشار

خسروپرويز قطعه طلايى اعجاب انگيز داشت كه به طلاى مشت فشار يا مشت افشار معروف بود . اين قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. اين قطعه زر به هر شكلى حالت مى گرفت.اين قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج كرده بودندو200 مثقال وزن داشت.

 

5 - گنج بادآورد

هنگامی که ایرانیان اسکندریه ی مصر را محاصره کردند رومیان ثروت شهر را در کشتی‌هایی قرار دادند تا به مکانی امن فرستاده شود اما با تغییر وزش باد کشتی به دست ایرانیان افتاد و آن را گنج باد آورد گفتند.

 

6 - شطرنجی از یاقوت و زمرد

خسرو پرویز شطرنجی داشت که از جنس یاقوت و زمرد بود .

 

7 - گنج گاو

کشاورز مثل هر روز گاو آهن را برداشت و به سوی مزرعه حرکت کرد. به مزرعه که رسید با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمی برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولی باورش نمی شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روی آن حک شده بود. کشاورز برای نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز این گنجینه را که یکی از عجایب هفت گانه کاخش بود گرفت و یکی از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایی از کاخ مخفی کرد و آن را «گنج گاو»نامید.

 

از دیگر عجایب بارگاه خسرو پرویز اسب افسانه‌ای او به نام شبدیز بود که هدیهٔ همسرش شیرین بود.

فردوسی

مرا اسب شبدیز و شمشیر تیز         نگیرم فریب و ندارم گریز

 

همچنین از دیگر عجایب بارگاه خسرو پرویز علاوه بر قصرش تیسفون و رامشگران دربارش شیرین همسرش بود که عشق این دو زبانزد روزگار خود بود.