آهنگ Rita اثری از Marcel Khalife است که بر اساس شعری از محمود درویش خوانده شده است.
محمود درویش و ریتا عاشق همدیگر بودند. ریتا یهودی اسرائیلی و محمود آتئیست وطن پرست فلسطینی ریتا رفت و به ارتش اسرائیل پیوست، محمود درویش چنین نوشت:
میان ریتا و چشمانم تفنگیست... و آنکه ریتا را میشناسد، خم میشود و برای خدایی که در آن چشمان عسلی است نماز میگزارد.
و من ریتا را بوسیدم آنگاه که کوچک بود و به یاد میآورم که چهسان به من درآویخت و بازویم را زیباترین بافهی گیسو فروپوشاند. و من ریتا را به یاد میآورم همانسان که گنجشکی برکهی خود را.
آه... ریتا میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است و وعدههای فراوانی که تفنگی... به رویشان آتش گشود!
نام ریتا در دهانم عید بود تن ریتا عروسی بود در خونم و من در راه ریتا دو سال گم شدم و او دو سال بر دستم خفت و بر زیباترین پیمانه پیمان بستیم، و آتش گرفتیم در شراب لبها و دو بار زاده شدیم.
آه... ریتا چه چیز چشمم را از چشمانت برگرداند جز دو خواب کوتاه و ابرهایی عسلی پیش از این تفنگ.
بود آنچه بود ای سکوت شامگاه ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید در چشمان عسلی و شهر همه آوازخوانان را و ریتا را برُفت... میان ریتا و چشمانم تفنگیست...

