ابولقاسم فردوسی بزرگترین شاعر قومگرا و نژادپرست هست 

بیان نزاد پرستی کریه در شاهنامه با عرب ستیزی: عرب هر که باشد به من دشمن است کژ اندیش و بد خوی و اهریمن است ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار که فر کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو بیان نزاد پرستی کریه در شاهنامه باترک ستیزی و ترک کُشی: سخن بس کن از هرمز ترک زاد /که اندر زمانه مباد این نژاد... که این ترک زاده سزاوار نیست /کس اورا به شاهی خریدار نیست که خاقان نژاداست و بد گوهر است/ به بالا و دیدار چون مادر است ابا سرخ ترکی،بدی ،گربه چشم/ توگفتی دل از رده دارد به خشم که آن ترک بد ریشه و ریمن است/ که هم بد نژاد است و هم بد تن است تن ترک بد ذات بی جان کنم/ زخونش دل سنگ مرجان کنم از آن پس بپرسید،ازآن ترک زشت/ که ای دوزخی روی دور از بهشت چه مردی و نام و نژاد تو چیست؟!/ که زاینده را بر تو باید گریست بُود ترک،"بد طینت" و " د یو زاد"/ که نام پدرشان ندارند یاد! در مورد اشعار بالا نکاتی جالب قابل توجه است:ا-فردوسی ترکها را شایسته شاهی نمی داند۲-او بقدری ازاین نژاد متنفر است که حتی نم خواهد سخنی از ترکها به میان بیاید۳-او میخواهد نژاد ترک را از روی زمین محو وخونشان را برزمین بریزد ۴ -او ترکهارا بد گوهر(پست نژاد) میداند ۵-او ترکها را زشت چهره میخواند۶-او ترکها را دیو زاده میداند۷-اوترکها رابد طینت مینامد۷-او ترکها راچنان بد سرشت میداند که حتی قدردان آبا واجدادشان نیستند۸-او ترکها راشایسته بهشت نمیداند،بلکه جایگاهشان در جهنم است.