به مردی که یک پایش را از دست داده است، گفتنِ اینکه کسانی هستند که هر دو پایشان را از دست داده اند، تسلی دادن نیست بلکه دست انداختنش است. در درجه‌ی معینی از درماندگی و بیچارگی، دیگر هر مقایسه‌ی کمّی معنایش را از دست می‌دهد. گفت وگو با مرگ ..آرتور کوستلر معتقدم که جنگ‌ها فقط ده‌درصدشان عملیات جنگی است و نوددرصد باقی، رنجی است که به چشم نمی‌آید. بنابراین شاید این شرح مرده‌شوی‌خانه‌های دربستهٔ نفوذناپذیر اندلس ماهیت جنگ داخلی اسپانیا را بهتر از شرح نبردها آشکار کند. آرتور کوستلر در ۱۹۳۷ به عنوان خبرنگار روزنامه نیوز کرونیکل به اسپانیا سفر کرد که در آن روزها درگیر جنگ داخلی بود. بسیاری این جنگ را پیش‌درآمد جنگ دوم جهانی می‌دانند، زیرا سرآغاز جنگ کودتایی نظامی بود که با مداخله‌ی ایتالیا و آلمان صورت گرفت و انگلیس و فرانسه و بیش از همه شوروی کمونیستی برای جلوگیری از گسترش فاشیسم خود را درگیر این جنگ کردند. علاوه بر کوستلر نویسندگان دیگری، از جمله جرج اُرول و ارنست همینگوی، به این جنگ رفتند و آثاری هم بر مبنای آن نوشتند. هرکدام از این آثار تکه‌ای از پازل جنگ اسپانیاست. از میان آن‌ها کتاب کوستلر، با نام گفت‌وگو با مرگ و همچنین گزارش جاندار اُرول، با نام به‌ یاد کاتالونیا بیش‌تر مایه‌ای از واقعیت در خود دارند و به خاطره‌نویسی و وقایع‌نگاری نزدیک هستند. گفت‌وگو با مرگ از آن دست کتاب‌هاست که اگرچه از پایانش باخبر هستیم، اما تا پایان نفس‌هامان در سینه حبس می‌ماند. تجربیات آرتور کوستلر در طول چهار ماه در زندان‌های فرانکو، علاوه بر فراهم کردن مایه‌ی نوشتن گفت‌گو با مرگ، در نوشتن شاهکارش، ظلمت در نیمروز، نیز به کارش آمده است.

گفتگو با مرگ از آرتور کوستلر

ترجمه خشایار دیهیمی 

نشر نی