توضیحات : برای دوستانی که شاید خیلی حوصله ندارن متن بخونن چون نثرش قدیمی هست عرض کنم که سلطان حسین صفوی مفلوک اینقدر هوسباز بوده که دستور داده صدتا دختر زیباروی از سراسر ایران جمع کنن تا اون بتونه خودش ارضاء بکنه و در عرض 24 ساعت بکارت همه برداره و نویسنده چاپلوس سعی داره این عملش توجیح کنه.کار به جایی میرسه که اگه کسی زن زیبایی داشته طلاق میداده تا بیاد پیش سلطان و بعد از استفاده بردن جنت مکان،طلاقش میداده تا پیش شوهرش بره.
عزیزان دقت کنن همچین پادشاهایی هم داشتیم
روز و شب در اكل و مجامعت بسيار حريص و بى- اختيار بود و به جهت امتحان در يك روز و يك شب صد دختر پاكيزه، ماهرو را فرمود موافق شرع انور محمدى به رضاى پدرشان و رضا و رغبت خودشان از براى وى متعه نمودند و آن پناه ملك و ملت به خاصيت اكسير اعظم در مدت 24 ساعت، ازاله بكارت آن دوشيزگان دلكش طناز و آن لعبتان شكرلب پرناز نمود و باز مانند عزبان مست، هل من مزيد مى فرمود و بعد ايشان را به قانون شريعت احمدى مرخص فرمود و همه ايشان با صداق شرعى و زينت و اسباب و رخوت نفيسه كه آن قبله عالم با ايشان احسان و انعام فرموده بود به خانه- هاى خود رفتند؛ و در همه ممالك ايران اين داستان انتشار يافت و هركس زنى با حسن جمال بى نظير داشت، با رضا و رغبت تمام او را طلاق مى گفت و از روى مصلحت و طلب منفعت، او را به دربار معدلت بار خاقانى مى آورد و او را از براى آن يگانه آفاق عقد مى نمودند با شرايط شرعيه و آن زبده ملوك از آن خوروش محظوظ و متلذذ مى شد! و او را با شرايط شرعيه مرخص مى فرمود و مطلقه مى نمود و آن زن، خرم وخوش از سر كار فيض آثار پادشاهى انتفاع يافته، با دولت و نعمت باز به عقد شوهر خود درمى آمد (!)
حكيم انورى می فرمایند گر جماع اينست كاين خر مى كند بر ... ما مى رينند اين شوهران



