فرن هیلی (فرانتمن گروه Travis) این آهنگ رو زمانی نوشـت که برای تعطیلات و البته رهایی از هوای همیشه ابری و دلگیر اسکاتلند، به شهری کوچک به نام Eilat رفته بود. این منطقه مشهور به اینـه که حتی در اواسط زمستان هم هوای گرم و خشکی داره، ولی درسـت در همون روز سفر هیلی به این شهر، بارون شدیدی شروع میشه و تا چند روز هم ادامه پیدا می کنه.

 

I can't sleep tonight 

Everybody saying everything's alright 

Still I can't close my eyes 

I'm seeing a tunnel at 

The end of all these lights  

امشب خوابم نمی بره

همه میگـن که اوضاع روبراهـه

ولی بازم نمی تونم چشمام رو ببندم

در انتهای این نورها یه تونل می بینـم

 

 

Sunny days 

?Where have you gone

I get the strangest feeling you belong 

?Why does it always rain on me

?Is it because I lied when I was seventeen

?Why does it always rain on me

Even when the sun is shining 

I can't avoid the lightning  

روزهای آفتابی

پس کجا رفتید؟

عجیب ترین حسی که فکرش کنی رو دارم

چرا همه بلاها سر من میاد؟

*نکـنه به خاطر اینـه که تو هفده سالگی دروغ گفتم؟

چرا همه بلاها سر من میاد؟

حتی وقتی خورشید در حال درخشیـدنه

باز هم از شر رعد و برق در امان نیسـتم

 

 

* فرن هیلی در هفده سالگی برای پیدا کردن کار به یک بار رفته بوده و

به دروغ گفته بوده که هجده سالشـه تا بتونه در اونجا مشغول به کار بشـه.

 

 

I can't stand myself 

I'm being held up by invisible men 

Still life on a shelf when 

I got my mind on something else  

دیگه تحمل خودم رو ندارم

انگار مردان نامرئی راهم رو سد کردن

یه گوشه کز کردم و از جام تکون نمی خورم

فکرم جای دیگه سـت

 

 

Sunny days 

?Oh Where have you gone

.I get the strangest feeling you belong

?Why does it always rain on me 

?Is it because I lied when I was seventeen

?Why does it always rain on me

Even when the sun is shining 

I can't avoid the lightning  

روزهای آفتابی

پس کجا رفتید؟

عجیب ترین حسی که فکرش کنی رو دارم

چرا همیشه بدبختی ها مال منـه؟

نکـنه به خاطر اینـه که تو هفده سالگی دروغ گفتم؟

چرا همیشه بدبختی ها مال منـه؟

حتی وقتی خورشید در حال درخشیـدنه

باز هم از شر رعد و برق در امان نیسـتم

 

 

Oh, where did the blue skies go? 

And why is it raining so? 

It's so cold...

 

آسمون های آبی، کجائیـد؟

چرا اینقدر بارون میاد؟

خیلی سرده...

 

 

I can't sleep tonight 

Everybody saying everything's alright 

Still I can't close my eyes 

I'm seeing a tunnel at the end of all these lights  

امشب خوابم نمی بره

همه میگـن که اوضاع روبراهـه

ولی بازم نمی تونم چشمام رو ببندم

در انتهای این نورها یه تونل می بینـم

 

 

Sunny days 

?Oh Where have you gone

.I get the strangest feeling you belong 

?Why does it always rain on me

?Is it because I lied when I was seventeen

?Why does it always rain on me

Even when the sun is shining 

I can't avoid the lightning  

روزهای آفتابی

پس کجا رفتید؟

عجیب ترین حسی که فکرش کنی رو دارم

چرا همیشه بدبختی ها مال منـه؟

نکـنه به خاطر اینـه که تو هفده سالگی دروغ گفتم؟

چرا همیشه بدبختی ها مال منـه؟

حتی وقتی خورشید در حال درخشیـدنه

باز هم از شر رعد و برق در امان نیسـتم

 

 

?Oh, where did the blue sky go

?Oh, and why is it raining so

It's so cold 

?Why does it always rain on me

?Is it because I lied when I was seventeen

?Why does it always rain on me

Even when the sun is shining 

I can't avoid the lightning 

?Why does it always rain on me

Why does it always rain on... on... 

آسمون های آبی، کجائیـد؟

چرا اینقدر بارون میاد؟

خیلی سرده...

 

چرا همیشه بدبختی ها مال منـه؟

نکـنه به خاطر اینـه که تو هفده سالگی دروغ گفتم؟

چرا همیشه بدبختی ها مال منـه؟

حتی وقتی خورشید در حال درخشیـدنه

باز هم از شر رعد و برق در امان نیسـتم

 

چرا همیشه بدبختی ها مال منـه؟

چرا همیشه بدبختی ها...