فشار اقتصادی آمریکا و کشورهای اروپایی از یه طرف، ظلم ظالمان و نامردان داخلی از طرف دیگه..بلایای طبیعی هم از طرف دیگه
اما
اما
اما
?????????این بیشه شیر دارد کفتارها کاری نمی تواند بکنند ?????????
به امید خدا این مشکلات حل خواهد شد...خدابزرگه و دست خدا بالای همه ی دست هاست
*******************************************************************
من هیچ وقت گریه نمی کنم چون اگر اشک می ریختم، آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد، ایران زمین می خورد… اما در مشروطه دو بار آن هم در یک روز اشک ریختم.
حدود ۹ ماه بود که تحت فشار بودیم… بدون غذا. بدون لباس… از قرارگاه آمدم بیرون … چشمم به یک زن افتاد با یک بچه در بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش آمد پایین و چهار دست و پا رفت به طرف بوته و علف… علف را از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها را خوردن… با خودم گفتم الان مادر آن بچه به من فحش می دهد و میگوید لعنت بر ستارخان که ما را به این روز انداخته… اما مادر کودک آمد طرفش و بچه اش را بغل کرد و گفت: عیبی ندارد فرزندم… خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم… آن جا بود که اشکم درآمد.
ستارخان بزرگ


