جایی که مستشار قوانین اخذ مالیات ر میبنده تا شاه اون ر "ها ها" کنه (مهر بزنه و تأییدش کنه) و میره اول سراغ رعیت و هیچکس همکاری نمیکنه و علتش هم اجاره های سنگین درباریان از اون بیچاره هاست

 بعد وقتی میره سراغ درباریا هیچکس همکاری نمیکنه و برای فرار مالیات دست بهر کاری میزنن با بهانه های مختلف و خودشونو ژنده پوش میکنن

و وقتی میره سراغ راس هرم تا همه با الگوبرداری از راس سیستم حاکمیت از قوانین تبعیت کنن، شاه اون حکم مالیات ر پاره میکنه...

ینی اون قسمت فقط میطلبه یه کنجی دو زانو بقل کنی و گریه کنی. کشور ما دقیقا همچین حال و احوالی داره