تو اگر روح خدایی در این جسم سیه
تو برو خود را باش
تو زندانیه این جسم سیه چرده ی بی مقداری
این همه زر و طلا بر سر این صورت چیست؟ این همه ناز و کرشمه بر سر این زندان ما...
چه نادانیم اگر جسم به زر میزنیم و غافل از احوال درون...
که در ان دنیای باقی نگویند چه زشت صورت بودی و چه بد صوت و و چاق!
بلکه گویند از این هدیه ی اعطا شده چه خاکی زده ای بر سر و روی باطنت!
تو برو خود را باش
تو برو خود را باش...
__________________
پ.ن : البته این شعر اشتباه نشود که انسان نباید به ظاهر خود برسد ، اراستگی ظاهر از مومن است.
ولی افراط در ان تمرکز بیش از حد دیگر دیوانگیست



