اختصاصی طرفداری- جمع شدن دکور برنامه درست در حساسترین مقطع فصل فوتبال داخلی احتمالا آخرین تایید بر چیزی بود که حداقل چند ماه زمزمه میشد. استودیویی که چند میلیون نفر در صف رای دادن به آن بودند شبیه صفهای حسینیه ارشاد در سال ۹۶ . مردمی درمانده از فساد که حالا جایی برای حرف زدن داشتند یا فکر میکردند دارند. در این چند سطر از خودمان خواهیم نوشت. روزنامهها هر کدام به خاطر وابستگی خاص خود، داستان را تعریف میکنند و چون ما مامور مخفی در میدان آرژانتین نداریم، بهتر است کمی نقاط را به هم بچسپانیم. اینکه چه کسی به رفیقش خیانت کرده یا نه آنچنان کمکی به ما نمیکند و قرار است از این درماندگی بنویسیم. صف میلیونی چه مجازی چه پای صندوق به نقطهای رسیده که تقریبا دریافته نظرش آنچنان تاثیری ندارد. هرچقدر هم از رای اولیها و چند بار شرکت کردهها صحبت کنیم، تاثیرگذار ترین مهره، چهرهی کریه قدرت بود که تصمیم گرفت نه تودهی مردم.
در این بین اتفاقی افتاد که شاید هم کمی بی ربط بیاید و هم تا حدی غیر واقعی. اما دوربینها معمولا دروغ نمیگویند. مردم فلاکت زدهای که حالا هم از نظر ذهنی و هم فیزیکی تحلیل رفته بودند. جواب این درماندگی ملی در اتفاقات چند سال اخیر است که نه تصادفی و نه غیر واقعی است. توده به بی اعتمادی کامل رسیده. انتخابهایش آنچه نیست که باید باشد و نمیداند از کدام تریبون این عجز را فریاد زند. آنها خود را تسلیم کامل کسانی میدانند که انتخاب نکردیم و انتخاب شدند.

جمع شدن دکور برنامه ۹۰
تمام این اتفاقات از برچیده شدن مهمترین ساختهی صدا و سیمای ملی تا دودلی مردم در قبول حرف ماموران تا انتخابات تا درماندگی هوادارانی که روبرو وزارت ورزش جمع میشوند، چیزی به ما میگوید که تلخ است اما واقعی. میلیونها رای و فریاد تقریبا هیچ تاثیری در تصمیم نهایی ندارد. معمولا به ما میگویند این بی اعتمادی ریشه خارجی دارد. آن همه هزینه تبلیغاتی شاید روی ما تاثیر گذاشته باشد اما حرف استاندار خوزستان احتمالا خیلی بیشتر از فاکس نیوز روی ما تاثیر میگذارد. این اولین برخورد زشت مسئولین از مردمی که سوال دارند نبود و کاخ اعتماد، کم کم از پایهها فرو ریخت.
چند سطر آخر برای خودمان به اضافه یک نفر که حالا تقریبا بیکار است. زدن مصدوم روی زمین بی معرفتی است اما شاید او هم دریافته که نمیتوان در خانهی حریف با او کشتی گرفت. آن پیامک ها تا وقتی چیزی از اطلاعات گرفته تا پرستیژ به مدیران داد تحمل شد اما وقتی چند میلیون نفر به شکل بالقوه میتوانند تبدیل به مخالف شوند، به قیمت جمع شدن کل بساط هم شده، تحمل نخواهد شد. حالا او باید تصمیم بگیرد. آیا میخواهد در قصر قدرت کار کند یا زمین کوچک خودش؟ قصری که حالا حاج رضایی بدون توجه به میزبان قرار است تکرار مکرراتش را برای سال بیست و یکم هم تکرار کند. با رزومهای خالی تر از خالی. این تصمیم را فقط عادل فردوسی پور پیش رو ندارد!



