با اجازه از فردی که قبلا گذاشته بود

داستان مارتین وتالکین مثل داستان سهراب سپهری ونیما یوشیچ. یکی شعر نو رااختراع کرده دیگری به اوج رسونده وقتی کتاب های مارتین را می خونم احساس فانتزی بودن کتاب بهم دست نمیده احساس خوندن یک واقعه ی تاریخی بهم دست می ده وجاودو های کتاب نه سریال در بتن داستان قرار دارن و خودشون را در گذشته ولابه لای اشخاص پنهان کرد و خیلی وقت ها فرقی با این دنیا براش قائل نمی شی وگاهی تو کتاب تفاوتی ما بین خیر وشر قائل نمیشی وشخصیت ها خاکستری هستن و دنبال اهداف وامیال شخصی و خانوادگیه خودشون هستن کاملا شبیه انسان های روز مره ولی تالکین فانتزیه به تمام معناست ویک جنگ فانتزی بین خیر وشره و موجودات دارای اهداف والا وقابل پیش بینی(معمولا)هستند

مارتین لایک 

تالکین دیس لایک

هر دو قلب