و این از ریشخند روزگار است که فرزندان آخرین کشورگشایان شرق و غرب ( ناپلئون و نادرشاه )در نهایت گمنامی در کنار یکدیگر آرمیده اند!

 

با درود

طرفداری_ تا به حال تصور می شد پس از قتل‌عام فرزندان نادر توسط عادلشاه، بجز شاهرخ، نوه نادر، کسی از این خاندان باقی نمانده است. اما درسازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نسخه خطی تحت عنوانِ شرح احوال پسر نادرشاه در خدمت نظامی اتریش وجود دارد که خبر از وجود یکی از فرزندان گمنام نادر میدهد

پس از قتل نادرشاه، جنگ‌ها و خونریزی بسیاری بر سر تاج و تخت اتفاق افتاد و در میان آن هیاهو و کشاکش و لشگرکشی و خونریزی، کسی از نسل نادرشاه باقی نماند مگر یک پسر ده ساله بنام علی‌میرزا که همراه با پدرش در اردوی قوچان بود و در شب قتل نادرشاه و هرج‌و‌مرج و چپاولی که در اردو صورت گرفت، از خوفِ کشته شدن به بیابان گریخت ولی به چنگ ترکمانان افتاد و به بردگی فروخته شد و به دست عثمانی های حومه شهر بلگراد رسید. ولی بمانند پدرش که در جوانی از چنگ ازبک‌‌ها فرار کرد، او نیز از بلگراد به "سلمین" گریخت و برای حفظ جان خویش، مسیحی شد و در "گراتی" و ۱۹ سالگی در حضور امپراتریس* اتریش "ماری ترزا" غسل تعمید داده شده و نام ژوزف که همنام فرزند ارشد و ولیعهد و شاه آینده اتریش بود از سوی ملکه برای وی برگزیده شد و در مدرسه نظامی وین تربیت یافته و در پیاده نظامِ "گُیس رُخ" مشغول به سربازی شده و رشادت ها از خود بروز داد در جنگ‌های هفت ساله بواسطه نبوغی که از خود نشان داد، به درجه سلطانی در رسته "آرشی دوشه" رسید. در ۲۵ مارس ۱۷۵۹ مفتخر به اخذ لقب پرافتخار بارون شده و در آن فرمان، امپراتریس* اتریش "ماری ترزا" بدست خود نوشته است:

 

مِلانت داس بارونانت (یعنی به دادن این لقب مایلم) زیرا سلمین، از نسل جنگی ترین خانواده ایران است و در مدت خدمات نظامی که داشت، کمال فراست و شجاعت از او به عرصه ظهور رسیده و در جنگ "بارسلو" و "گریخ" دو مرتبه به سختی زخمی شده و بواسطه این زخم های کاری، به ناچار بایستی از خدمت نظامی دست کشد و باقی عمر را در حالت مرخصی از خدمت بسر ببرند، ژوزف بارون بارسلمین ، واقعا پسر پادشاهی‌ست که مدت پانزده سال اسباب وحشت تمام آسیا بود  

علی‌میرزاخان یا مظفر یا همان ژوزف بارون بارسلمین، نهایتاً در شهر وین در ۱۵ فوریه ۱۸۲۴ در مقام یاوری دولت اتریش درگذشت و در باغ سن‌بُرن که مدفن پادشاه رُم (پسر ناپلئون) است مدفون گردید. و این از ریشخند روزگار است که فرزندان آخرین کشورگشایان شرق و غرب در نهایت گمنامی در کنار یکدیگر آرمیده اند!.

 

پ ن: امپراتریس به معنای همسر امپراتور می باشد. پادشاهِ امپراتوری می شود امپراتور و همسر آن می شود امپراتریس. که به ملکه و شهربانو نیز شهرت دارد.

 

پیش از این خواندیم:نادرشاه افشار آخرین جهانگشای آسیایی

 

خرد و اندیشه نگهدارتان ????