طرفداری - لوییس سوارز، مهاجم بارسلونا در آستانه رویایی‌اش با لیورپول به عنوان تیم سابقش در مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا، مصاحبه‌ای با سید لاو، خبرنگار گاردین ترتیب داده که در ادامه ملاحظه می‌کنید:

بچه‌های من هیچ وقت برای دیدن یک بازی در لیگ قهرمانان اروپا به ورزشگاه نمی‌آیند ولی نمی‌خواهند این یکی - بازی با لیورپول - را از دست بدهند. با سوفیا - همسرش - درباره آنفیلد حرف می‌زدم و آنها گفتند ما هم می‌خواهیم به لیورپول بیاییم. همه ما خواهیم رفت به جز احتمالا لائوتارو که دیروز تازه شش ماهه شد. بنجامین هم خیلی کوچک است ولی در لیورپول متولد شده و می‌داند اولین استادیومی که رفته آنفیلد است. تصاویر حضورش را دیده است. بخشی از کودکی دلفینا در لیورپول گذشت. وقتی تازه شروع به لذت بردن از فوتبال کرد، در لیورپول بود. او جو آنفیلد و آن شعار هرگز تنها قدم نخواهی زد را کاملا در خاطر دارد. بنابراین می‌توان تصور کرد بازگشت به این ورزشگاه چه معنایی برایش دارد.

حس و حالی عجیب و در عین حال دوست داشتنی خواهد بود. جیمی کرگر را در اولدترافورد دیدم که هیجان زده است. هندرسون هنوز در لیورپول است؛ بعضی از دوستانش برای دیدن ال کلاسیکو به بارسلون آمده بودند. دیدن اعضای باشگاه از جمله ری هاتون که همه چیز را کنترل می‌کرد، جالب خواهد بود. پیام‌هایی از سرآشپز خانم ملوود هم دریافت کردم که مشتاق است بچه‌ها را ببیند. او همیشه با دلفینا بازی می کرد و او را به آشپزخانه می‌برد. برگشتن به لیورپول بسیار زیبا خواهد بود.

بازی؟ الان مرا می‌بینید که آرام هستم ولی وقتی بازی می‌کنم، قصه کاملا فرق دارد. از استقبال احتمالی هواداران ممنونم ولی برای بارسلونا بازی می‌کنم و می‌دانم تیمم چه اهدافی دارد. مادامی که در زمین هستیم، هیچ دوستی‌ای در کار نخواهد بود؛ هیچ حس هم تیمی بودن یا داستان‌های دوست داشتنی قدیم. همه می‌دانند که به عنوان بازیکن، اخلاق من این گونه است. دوست دارم به فینال برسیم و با آژاکس بازی کنیم که امسال باورنکردنی کار کرده است. امیدوارم لیورپول هم قهرمان لیگ برتر شود. 

وضعیت فعلی لیورپول را درک می‌کنم که البته آسان هم نخواهد بود ولی اعتقاد دارم داستان در زمان حضور من در لیورپول کاملا فرق داشت. در واقع آن زمان بحث حالا یا هیچ وقت بود. فقط یک هدف بود. فرق داشت. ما در آستانه قهرمانی در لیگ برتر بودیم آن هم با ترکیبی که به لحاظ کیفی، با ترکیب فعلی اصلا قابل قیاس نبود. لیورپول آن زمان به اندازه حالا خرج نمی‌کرد. الان هر بازیکنی دوست دارد به لیورپول برود ولی آن زمان فرق داشت. معتقدم قهرمانی آن تیم در لیگ برتر دستاوردی حتی بزرگ‌تر از قهرمانی احتمالی تیم فعلی می‌بود. سه مهاجم فعلی لیورپول بسیار سریع هستند؛ تکنیک زیادی دارند و مستعدند. آنها بازیکنانی هستند که تفاوت را رقم می‌زنند و نتایج لیورپول به آنها بستگی دارد. از آن دست بازیکنانی که شما دوست دارید کنارشان بازی کنید و در حد و اندازه‌های باشگاهی چون لیورپول هستند. تیمی که برای قهرمانی در لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا بسته شده است. آنها حالا می‌داند با هر بازی چطور برخورد کند که شاید آن زمان ما زیاد در آن تبحر نداشتیم. اتفاقی که برای جرارد افتاد، بدشانسی بود. ولی بازی با کریستال پالاس اگر اکنون برگزار می‌شد، می‌گفتید: نه. آرام بازی کنید. ما 3 گل جلو هستیم و سیتی باید بین هفته و آخر هفته بازی‌هایش را ببرد. ولی ما شور زیادی برای گلزنی داشتیم. جوری حمله می‌کردیم که فکر می‌کردیم می‌توانیم با تفاضل گل قهرمان شویم. آن کار، اشتباه زیادی جوان بودن ما بود.  آیا لیورپول فعلی می‌تواند از آن تجربه درس بگیرد؟ شاید. ولی بیشتر باید خودشان تجربه کنند. این دومین فصلی است که آنها قدرتمند ظاهر شدند. فصل پیش به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسیدند. 

چند گل برای بارسا زده‌ای؟ 176؟ فکر می‌کردم بیشتر باشد. گلم به منچستریونایتد را حساب نکردند که بدون برخورد به شاو هم به درون دروازه می‌رفت. نمی‌دانم چطور آن را از من گرفتند ولی خب این چیزها فقط یک سری آمار است. چرا با این آمار عالی گلزنی، زمان جایزه دادن و تمجیدها از تو یاد نمی‌شود؟ شاید دیگر بازیکنان در بحث تبلیغات و مارکتینگ بهتر از من باشند. من هیچ وقت چنین روحیه و اخلاقی نداشتم که بروم و به رسانه‌ها بگویم من بهترین شماره 9 دنیا هستم و بارسا هیچ وقت مهاجمی مثل من نداشته است. آمار گویاست. می‌دانم من تنها بازیکنی هستم که در سالیان اخیر کفش طلا را از مسی و رونالدو گرفته است. 

مسی؟ فقط چیزهایی که از او در تلویزیون می‌بینید، نیست. من کنار او بازی کرده‌ام. با سر پایین شروع به دویدن می‌کنم و می‌بینم توپ جلوی پایم قرار دارد. با خودتان فکر می‌کنید که چطور توپ را اینجا فرستاد؟ از کجا می‌دانست من اینجا خواهم بود؟ گاهی شما یک جا ایستاده‌اید ولی سه بازیکن بین شما و او قرار دارد. به خودتان می‌گویید: نه، نه. می‌روم یک جای دیگر چون چطور ممکن است او بتواند به شما پاس بدهد؟ با این حال مسی توپ را به آنجا می‌رساند ولی شما رفته‌اید جای دیگری! پاس اشتباه بوده ولی تقصیر من است که فکر نمی‌کردم مسی می‌تواند چنین کاری انجام بدهد. هزاران حرکت شبیه به این رخ داده است. تجربه دوران بازنشستگی مسی دشوار خواهد بود چون او مردم را هیجان زده می‌کند. شما به استادیوم رقیبان می‌روید و هواداران آنها مسی را تشویق می‌کنند. معرکه است. نکته خوب برای ما این است که چنین لحظاتی را تجربه می‌کنیم و هنوز چند سال دیگر می‌توانیم از دیدن مسی لذت ببریم.

بازیکنان بارسلونا باید مدام با انتقادات کنار بیایند. شما باید ذهنیت قدرتمندی داشته باشید تا بتوانید بر لحظات بد غلبه کنید. فیلیپه دوست من است. او جوان است و سعی می‌کنم نصیحتش کنم. در لیورپول او ثابت کرد چه بازیکنی است. جا افتادن در بارسا برای خود من هم سخت بود و به او گفتم برای تو هم همین طور خواهی بود. باید انتقادات را بپذیرید ولی مهم ترین چیز این است که فیلیپه آرامش دارد و خوشحال است و هم تیمی‌هایش به او باور دارند. مربی هم او را قبول دارد. بازیکنان در کانون توجهات قرار دارند. کوچک‌ترین کاری که انجام بدهید مثل کاری که فیلیپه کرد، بزرگ جلوه داده می‌شود. همان طور که مربی هم گفت: متعجبم که شما از ژست او بیشتر از گل فوق العاده‌اش حرف می‌زنید. گلی که به او اعتماد به نفس خواهد داد. گاهی باید او را درک کنید. اگر هواداران می‌خواهند بازیکنی عالی کار کند باید کنارش باشند و از او حمایت کنند چون بازیکنی که در زمین حضور دارد - و این اتفاق برای من هم رخ داده - احمق نیست. او می‌شنود وقتی توپی را لو می‌دهد، صدای سوت بلند می‌شود و این او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بازیکن به خودش می‌گوید: ای، هواداران، ای. اگر یک بار دیگر توپ را لو بدهم (چه می‌شود؟). نه. هواداران باید از بازیکنان ما حمایت کنند. اگر آنها خواهان قهرمانی در اروپا و تمام جام‌ها هستند، باید کنار بازیکن باشند. آنفیلد از این بابت متفاوت است. خیلی متفاوت. فوتبال انگلیس در مجموع فرهنگ متفاوتی دارد. باید یاد بگیرید با این مسائل کنار بیایید. 

فکر نمی‌کنم سبک بازی‌ام عوض شده باشد ولی باید خودتان را با نیازهای تیم وفق بدهید. نیازهای بازیکنانی خاص. وقتی به بارسا آمدم، می‌دانستم نیمار را در یک طرف و مسی را در طرف دیگر دارم و صادقانه بگویم باید کارهای کثیف را انجام می‌دادم یعنی بدوم، یار مستقیمم را از بازی خارج کنم و این برای آنها یک مزیت بود که من آنجا باشم چون با حضور من، دو مدافع مرکزی تیم همراه با من حرکت می‌کردند. یکی مرا تعقیب می‌کرد و دیگری نمی‌دانست باید چه کند. بنابراین مسی و نیمار تک به تک می‌شدند و در مصاف یک به یک آنها بهترین هستند. این کار یک تیم است. در بارسلونا که هستید، فقط برای جنگیدن، پرس کردن، تعقیب مدافع، درگیر شدن، تلاش کردن و گلزنی‌های مداوم اینجا نیستید. در بارسا هستید چون کیفیتش را دارید. به انتقادات می‌خندم. به اینکه می‌گویند چاق هستم و تنبل و کند هم همین طور. کافی است چند بازی خوب نباشید و انتقادات شروع می‌شود. در بارسا باید با این چیزها کنار بیایید. مردم می‌گویند طبق آمار من سه چهار سال است در بازی‌های خارج از خانه اروپایی گلی نزده‌ام ولی این حرف‌ها اصلا خواب را از چشم من نمی‌گیرد و اصلا نگران نیستم.

آمار بد بارسا در اروپا در سالیان اخیر و حرف‌های اول فصل مسی؟ لئو ما را غافلگیر کرد ولی وقتی کاپیتان تیم اینقدر مایل است در یک تورنمنت قهرمان شود، چرا ما این انگیزه را نداشته باشیم؟ لئو پیغام واضحی داد. بحث وسواس یا عقده نیست ولی می‌خواهیم قهرمان اروپا شویم. البته مطمئنا کار آسانی نیست. قهرمانی در اروپا درست مثل قهرمانی در لیگ‌های داخلی بسیار دشوار است. گاهی مردم ارزشی برای قهرمانی‌های بارسا در لالیگا قائل نمی‌شوند. گاهی فکر می‌کنید چون فکر می‌کنند کار خیلی آسان است، زیاد به آن توجهی نمی‌کنند ولی کافی است به آلاوز یا وایادولید ببازید تا همان‌ها بگویند: اه، چقدر افتضاح هستند این بازیکنان. باید برای همه جام‌ها ارزش قائل شد. باید همه بازی‌ها را ببرید. مثل بازی شب گذشته مقابل آلاوز.