یه دختری بود که بهش حس خوبی داشتم نمی دونم دوستش داشتم یا نه چون هیچ وقت باهاش نبودم و حرف نزدم در هر صورت به اون دختر نرسیدم با اینکه می دونم اصلا مناسب من نبود ولی نمی دونم هنوزم چرا گهگاهی بد دلم براش می گیره ، میتونم دهها و صدها دلیل منطقی برای خودم ردیف کنم اینکه اون دختر چرا مناسبم نبود ولی باز احساساتم رو نمی تونم قانع کنم به هر دختر دیگه ای نگاه میکنم هر چقدر هم قشنگ و باشخصیت و خوب ولی باز اون حس اولی رو بهشون ندارم انگار احساسات جدا از عقل  و منطق عمل میکنن 

شاید بخاطر اینکه اولین دختری بود که بهش فکر میکردم نمی دونم شاید هم دوست داشتن یک امر کاملا احساسی باشه و نه منطقی ، بنظرتون درسته که میگن عشق اگه اتفاق بیوفته فقط یکباره؟