اختصاصی طرفداری -  1 - فابیو کاناوارو از حجم بالای گریه های بازیکنان برزیل تعجب می کند، می گوید پس اگر بازیکنان موقع پیروزی این چنین گریه می کنند، موقع شکست چه خواهند کرد؟ یکی از ورزشی نویسان مشهور برزیلی فردای پیروزی برابر شیلی در ضربات پنالتی از گریه های تیاگو سیلوا انتقاد کرده بود. انتقادی که البته با واکنش بی ادبانه ی بازیکن پی اس جی رو به رو شده بود: " تو یک احمقی." اما پس از سون آپ شدن برزیل، اکنون می توان به آن انتقادها حق داد. احساسات، احساسات و باز هم احساسات. برزیل ورژن 2014 مملوء از احساسات بود. می بردند- اشک می ریختند، پنالتی می زدند- اشک می ریختند، نیمار مصدوم می شد- اشک می ریختند. حق با همان ورزشی نویس مشهور برزیلی است، «احساسات» باید حجم مشخصی داشته باشد. احساسات کاذب و فراتر از حد نیاز، فاجعه به بار می آورد. همین می شود که پس از 2 گل، 11 نفر درون زمین فقط هم را نگاه می کنند و شاهد به ثمر رسیدن گل های پیاپی هستند. 2 - منتقدان اجازه ی نزدیک شدن به لوئیس فیلیپه را ندارند. هر انتقادی از رسانه ها، تنها با یک جمله از اسکولاری رو به رو می شود: " تو احمقی." می گویند فرد نوک خط حمله جواب نمی دهد:" تو احمقی." می گویند تیمت در فاز تهاجمی فقط یک نیمار دارد:" تو احمقی."  می گویند چرا این قدر هافبک تدافعی دعوت کردی: " تو احمقی." پاسخ سرمربی از این 2 کلمه فراتر نمی رود. پاسخ همه ی بازیکنان برزیل به منتقدان در همین سطح است. ولی وقتی احساسات و غرور را به گوشته ای پرتاب کنیم، خواهیم فهمید که این برزیل با این فرم و این نفرات، حقیقتا در همان یک هشتم باید حذف می شد. آن روزی که اسکولاری لوکاس مورا و کاکا را مغرورانه خط می زد، باید فکر روزی را می کرد که شاید نیمار مصدوم شود، فوتبال است دیگر... 3 - پی اس جی تازه فهمید که عجب کلاه گشادی سرش رفته است. چلسی از زمانی که مورینیو وارد تیم شده، در نقل و انتقالات بسیار باهوش تر عمل می کند و همین می شود که مدافعی همچون داوید لوئیس با این قیمت عجیب و غریب راهی پی اس جی می شود. البته بعید است برای مدیر شبکه ی بین اسپورت این پول ها رقمی باشد، اما برای فوتبال رقم زیادی است. بازوبند کاپیتانی سلسائو برای لوئیس کمی گشاد به نظر می رسید. کاپیتانی که خودش به عنوان اولین نفر در احساسات غرق شد و آن فاجعه ی نیمه ی اول را به وجود آورد. 4 -رویاها تمام شد. رویاهای یک تیم «حساس» و «مغرور». از آن همه غرور اسکولاری و شاگردانش برای مردم، تنها دیگر یک حس «ترحم» و دل سوزی باقی مانده است. اکنون فقط 200 میلیون مردمی باقی مانده اند که باز هم از امشب یاد بد بختی ها و کمبودهایشان خواهند افتاد. باز هم یادشان خواهد افتاد که امکانات آموزشی قابل قبول نیست یا بیمارستان ها رسیدگی خوبی ندارند .آری، شکست برزیل تنها شکست در زمین فوتبال نبود، بلکه شکستی در همه ی زمینه ها بود. 2 سال دیگر المپیک مجددا به برزیل خواهد آمد تا مردم این کشور در فاصله ی 2 سال، میزبان 2 رویداد مهم بشری باشند. اما آن ها برای میزبانی المپیک نیاز به یک ریکاوری اساسی خواهند داشت، خیلی اساسی...