به دنبال استقبال خوبی که از آلبوم سال 1975 دیلن یعنی Blood On The T racks شد، آلبوم Desire موفقیت دیگری را برای دیلن به همراه داشت. این آلبوم که در ژانویه سال 1976 منتشر شد، یکی از آلبوم هایی ست که با بیشترین تلاش گروهی آماده شده است. شامل همان گروه از نوازندگانی ست که دیلن با آن ها تور Rolling Thunder Revue را اجرا کرد. دیلن بیشتر ترانه های این آلبوم را به همراهی Jacques Levy (شاعر، کارگردان تئاتر و روانشناس آمریکایی) نوشته است . Desire بعد از انتشار، برای مدت 5 هفته در صدر جدول آلبوم های پاپ بیلبورد قرار گرفت و به عنوان یکی از پر فروش ترین آلبوم های استودیویی باب دیلن معرفی شد. یکی از یازده آلبوم دیلن که در لیست پانصد آلبوم برتر مجله Rolling Stone قرار گرفته است.

گذشته از ترانه های Hurricane و Joey از این آلبوم که به سرعت بعد از انتشار جنجال ایجاد کردند، یکی از ترانه هایی که بسیار به مذاق ما ایرانی ها خوش میاد، ترانه  One More Cup Of Coffee  است.

One More Cup Of Coffee داستان دختری است از خانواده کولی و خانه به دوش و مردی که باید این دختر را برای رفتن به Valley below (آبادی پایینی) ترک کند. راوی داستان، دختر را زیبا و دوست داشتنی می داند اما بر پایان رابطه و سفر در پیش رو تاکید دارد. به نوعی این آهنگ، آهنگ ترک و جدایی یک عاشق محسوب می شود. به گفته برخی این ترانه می تواند اشاره ای به رابطه دیلن با همسرش سارا، که به نظر بی اساس می رسد.

دیلن این آهنگ را همراه Emmylou Harris (خواننده و شاعر آمریکایی) بر روی تم های موسیقی شرقی اجرا کرده است. در واقع علت نزدیکی با این آهنگ هم، همان طعم شرقی ملودی آهنگ است.

 

Bob Dylan, Eric Clapton, Emmylou Harris

 

این آهنگ به دفعات توسط خوانندگان مختلف بازخوانی شده است. یکی از اجراهایی که کاملا این تم شرقی رو در کار خودش آورده، اجرای Sertab خواننده زن ترکی است که از برای موسیقی متن فیلم Masked and Anonymous  استفاده شده است.

 

One More Cup Of Coffee

 

Your breath is sweet, Your eyes are like two jewels in the sky. Your back is straight, your hair is smooth, On the pillow where you lie. But I don’t sense affection, No gratitude or love Your loyalty is not to me, But to the stars above.

One more cup of coffee 'for the road, One more cup of coffee 'fore I go To the valley below

 

نفست دل‌انگیز است

چشمانت چون دو جواهر در آسمان‌اند

گیسویت لَخت و لم دادن‌ات در بستر اغواگر است

اما هیچ حسی از محبت در تو به چشم نمی‌خورد

نه عشق و نه قدرشناسی

وفاداری‌ات نصیب من نیست

مال ستاره‌های آسمان است

یک فنجان قهوه‌ی دیگر برای رهسپار شدن

یک فنجان قهوه‌ی دیگر پیش از آن‌که به دره‌ی پایین روانه شوم

 

Your daddy he’s an outlaw, And a wanderer by trade He’ll teach you how to pick and choose, And how to throw the blade. He oversees his kingdom, So no stranger does intrude His voice it trembles as he calls out, For another plate of food.

One more cup of coffee 'for the road, One more cup of coffee 'fore I go To the valley below

 

پدرت یک شورشی است

و سرگردان در بده بستان

او راه و رسم زندگی

و شیوه‌ی شمشیر زدن را به تو خواهد داد

از این رو هیچ بیگانه‌ای نمی‌تواند پا به این حریم بگذارد

وقتی که دستور یک بشقاب غذای دیگر می‌دهد

صدایش رعشه برانگیز است

یک فنجان قهوه‌ی دیگر برای رهسپار شدن

یک فنجان قهوه‌ی دیگر پیش از آن‌که به دره‌ی پایین روانه شوم

 

Your sister sees the future, Like your mama and yourself. You’ve never learned to read or write, There’s no books upon your shelf. And your pleasure knows no limits, Your voice is like a meadowlark But your heart is like an ocean, Mysterious and dark.

One more cup of coffee for the road, One more cup of coffee ‹fore I go To the valley below

 

آینده از آن خواهرت است

همچون مادرت و خود تو

شما هرگز خواندن و نوشتن نیاموخته‌اید

هیچ کتابی روی تاقچه‌تان نیست

و عیش و نوش‌تان حد و مرز ندارد

صدایت چون مرغ دریایی است

ولی قلبت مانند اقیانوس

رازآلود و تاریک

یک فنجان قهوه‌ی دیگر برای رهسپار شدن

یک فنجان قهوه‌ی دیگر پیش از آن‌که به دره‌ی پایین روانه شوم