خیلی دنیا داره بد میشه یا حداقل واسه من داره بد دنبالم میشه
یه بار چند ماه پیش پست گذاشتم صاحب کارم انگار که از آینده اومده و میگه پراید قراره بشه ۵۰ میلیون من جدی نگرفتم ولی شد ۵۰ میلیون ولی این طرف همون موقع خونه خرید ماشین خرید الان ه قیمتاش دو سه برابر شد
امروز این آدم سیصد میلیون طلا خرید و میگه قراره طلا چندبرابر بشه
و با قاطعیت میگه پرایدقرار بشه ۸۰ میلیون
جلوی چشمامون آرزوهامون داره نابودمیشه
یه زمینی خریدم که تو ۲۷ سالگی تنها سرمایه ی زندگیم هست ولی الان چهل پنجاه میلیون پول خواستن واسه اب و برق و گاز که نمیدونم از کجذ بیارم
از فکر کردن به این همه دغدغه دیگه خسته شدم هر روز صبح از خواب بیدار میشی تا آخر شب فقط به یه اینده ی تخمی فکر میکنم
خیلی دلم تنگ شده واسه هفده هجده سالگیم یا پایین تر
همیشه منتظر بودم ساعت ۱۲ ، ۳۰ دیقه بشه از مدرسه تعطیل بشیم با دوستام بریم جلوی در مدرسه دخترونه ، دخترا رو اذیت کنیم یه چیزی بگیم یه چیزی اونا بگن ، موتور پلیس بچرخه همیشه استرشو داشتم سر این موتور
ولی روزای قشنگتری بود
یا عشق این داشتم محمدرضا گلزار و مهناز افشار با هم فیلم بازی کنن برم سینما با دوستام ببینیم
یا برم cd فیلم هاشون بخرم
یادش بخیر هر هفته پنج شنبه میشتم کلاغ پر نگاه میکردم چقدر این فیلم دوست داشتم
یا آهنگ بنیامین بود بگو بگو فقط ای بار یه بار آخه تو هم به روت بیار این جمله ی قشنگ دوست داره باز
یا آهنگ من میرم ولی باز توبدون همیشه یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه
یا هیچکس رپ میخوند چه جوی راه افتاده بود
اون روزا به نظرم خیلی قشنگ بود
اگر نوشتم کسی رو ناراحت کرده و به نظرش چرت پرته پیشاپیش عذر میخوام


