ملیساندرا شخصیتش رو که از اول سریال دنبال میکنم متوجه نمیشم که چه هدفی رو دنبال میکنه. از اقدامات عجیبش در مورد استانیس تا این آخر که تو جنگ با وات واکر ها نقش اساسی ایفا کرد. معلوم نبود از کجاست و دنبال چی هست. هم خیر بود و هم شر. یجورایی نتیجه نبرد با وایت واکرها رو هم میدونست.
دیگری انگشت کوچولو یا لرد بیلیش هست که خیلی ساده از داستان کنار گذاشته شد. کسی که از عوامل اصلی شروع داستان بود و همیشه یه قدم از بقیه جلوتر بود. چند بار نشون داد که هدفش نشستن رو تخت پادشاهی هست ولی خیلی بی دلیل از وستروس خارج شد و رفت سمت شمال و به بولتون ها خدمت کرد و در آخر تو کشتنشون کمک کرد. هدفش تو شمال چی بود ؟
برندون هم تا حدودی نامعلوم هست که بهتره تا آخر سریال صبر کرد
در ضمن از قسمت سوم راضی بودم، برا من بشخصه خط داستانی وایت واکرها مهم تر از نبرد سر تخت آهنی بود. اگه قرار بود سرنوشت تو نبرد مستقیم جان با نایت کینگ معلوم بشه داستان واقعا قابل انتظاری میشد ولی خداروشکر یه بار دیگه همه رو غافل گیر کردن.



