وقتی گریبانِ عدم؛ با دستِ خلقت می درید…●♪♫ وقتی ابد؛ چشمِ تو را، پیش از ازل می آفرید…●♪♫ وقتی زمین؛ نازِ تو را در آسمانها می کشید●♪♫ وقتی عطش؛ طعمِ تو را با اشک هایم می چشید●♪♫ من؛ عاشقِ چشمت شدم…●♪♫

شعر : افشین یداللهی نه عقل بود وُ نه دلی!●♪♫ چیزی نمی دانم؛ از این دیوانگی وُ عاقلی●♪♫ یک آن شد؛ این عاشق شدن… دنیا؛ همان یک لحظه بود●♪♫ آن دم که چشمانش مرا؛ از عمقِ چشمانم، ربود●♪♫