با دقت به فعالیت بارسلونا و رئال مادرید در بازار نقل و انتقالات متوجه موضوعی می شویم که من آن را خرید کردن به سبک بارسلونا و رئال مادرید می نامم.خرید های این دو تیم معمولا ۲ بعد دارد، تقویت تیم خودی و تضعیف حریف مستقیم، برای شفاف شدن موضوع مثالی می زنم. به تیم هایی که لیورپول در چند فصل گذشته از اونها بازیکن خریده است دقت کنید.ساتهمپتون، لایپزیش، ساندرلند، بلک پول، رم ، هانوفر  و …که این خرید ها شامل مانه، صلاح، فرمینیو، شکیری، رابرتسون، فن دایک و آلیسون شده است که در نوع خودشان هر یک ستاره هستند. اگر از رم فاکتور بگیریم بقیه این تیم ها هیچوقت حریف های مستقیم لیورپول و سایر تیم ها در راه قهرمانی نیستند و تضعیف شدنشان قطعا تاثیری روی قهرمان فصل دیگر چمپیونزلیگ ندارد. از طرفی این باشگاه ها که درامد کمتری به دلیل حضور نداشتند در مسابقات اروپایی و حق پخش تلویزیونی کمتر و ... دارند فروش بازیکن را همیشه به عنوان پلن درامدزایی باشگاه در نظر می گیرند. در واقع فروش بازیکن از دید این باشگاه ها تضعیف شدن قلمداد نمی شود، بلکه راهی است برای درآمد زایی بیشتر. از طرفی می خواهیم نگاهی داشته باشیم به فعالیت بارسلونا و رئال مادرید در بازار نقل و انتقالات. این دو تیم به طور معمول و بر حسب سنت معمولا در بازار نقل و انتقالات به سراغ ستاره های دیگر تیم های قوی دنیا می روند که قطعا از دست دادن بازیکنانشان نقشی اساسی در تعیین قهرمانی های آتی لیگ های معتبر اروپایی دارد.

شاید بگویید هر بازیکنی آرزو دارد که برای رئال و بارسلونا بازی کند، خوب درست است!! چه کسی بدش می یاد پول بیشتری دریافت کند و تو منتخب جهان بازی کند به جای اینکه ۱۰ برابر بیشتر تلاش کند و تیم فعلی خودش را به قهرمانی برساند؟ اینجا است که لفظ اسطوره معنا پیدا می کند، بازیکن هایی مانند توتی، زانتی،  جرارد ، لمپارد و تری … از این حیث به اسطوره های باشگاهشان  تبدیل شده اند که ماندن و تلاش کردن برای قهرمانی تیم خودشان را به بازی برای این دو تیم و با دستمزد بیشتر ترجیح داده اند. شاید برای همین هم هست که قهرمانی چمپیونزلیگ ۲۰۰۵ و بازی فوق العاده جرارد تا ابد از ذهن فوتبال دوستان نخواهد رفت.

 

Steven Gerrard

 

اگر بخواهیم مثالی بیاورم باید بگویم که لیورپولی را در نظر بگیرید که مایکل اوون و مک منمن و سوارز و کوتینیو رو از دست نداده بود و یا منچستری که کریستیانو رونالدو در آن بازنشست می شد و یا تا آخرین فصل حضور فرگوسن در این تیم می ماند، آرسنالی رو در نظر بگیرید که تیری هانری و فابرگاس رو از دست نداده بود و میلانی که فوق ستاره آن زمانش یعنی کاکا را همچنان حفظ می کرد. حال حدس بزنید مقصد همه این بازیکن ها کجا بوده است؟

 

 

Cr7

فخر فروختن با جام هایی که رئال مادرید و بارسلونا به دست می آورند ساده است، اگر شما نیز طرفدار هر یک از این دو تیم هستید باید بدانید که  وقتی تیم محبوبتان بهترین بازیکن رقیب مستقیمش را با مبلغ هنگفتی می خرد، در واقع تمام تلاشی را که آن باشگاه برای رشد و پیشرفت آن بازیکن کشیده است و همچنین تمام جام هایی که آن تیم می توانسته با آن بازیکن که به فوق ستاره تیمش تبدیل شده است بدست بیاورد را  یکجا خریده است و هیچگاه بیش از اندازه ای اجازه لذت بردن از بازی فوق ستاره ها در لباس تیم محبوب دیگران را نداده است. در چنین شرایطی می شود ارزش کاری را که تیم هایی مثل آژاکس و لیورپول می کنند را بهتر و بیشتر درک کرد و شاید بتوان ارزش یک جام آنها رو برابر با چندین  جام بارسلونا و رئال دانست. 

 

از طرفی نکته جالبی که می توان به آن اشاره کرد آنست که دید طرفدارهای این دو تیم به بازیکن های تیمی مانند لیورپول گاهاْ مانند ستاره ها نیست، برای مثال می توانیم به تمسخر بازی این فصل صلاح توسط طرفداران این دو تیم یا بازی فن دایک که چندی پیش به عنوان بهترین بازیکن لیگ برتر انتخاب شد در بازی با بارسلونا اشاره کرد. اینها  از دید طرفداران این دو تیم محبوب نیستند چون از تیم های معمولی خریداری شده اند که این بر خلاف سنت خرید بازیکن توسط بارسلونا و رئال است که از لیورپول و منچستریونایتد و چلسی و … خریداری می شوند و نه تیم های درجه ۲. من فکر می کنم که  این طرز فکری است که  باید تغییر کند.