توی تاریکی شب آه در جریان بود زل زدم به آسمون عینکم دودی شد

با صدای زنگ در یهو بارون بارید دستای خونه پر از گل داوودی شد

ماه از راه رسید روی راه پله نشست دکمه های قلب من دونه دونه شل شدن

گفتم این یه معجزست خیره شد به آسمون همه ی ستاره ها دونه دونه گل شدن

مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق

مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق

نخ بادبادکمو یجوری وا میکرد اینکه تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم

تلگرام رسمی نیمه دوم https://t.me/nimedovom

یجوری تشنم کرد که میشد دریا رو مثل یه لیوان آب یه نفس سر بکشم

من که میدونستم اومده زود بره چه غروبی داشتن خنده های آخرش

موقع خداحافظی یه تپش از قلبم مثل پروانه نشست روی سنجاق سرش

مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق

مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق

اینستاگرام رسمی نیمه دوم https://www.instagram.com/nimedovomcom/