طرفداری - مویزه کین کم کم در آکادمی یوونتوس رشد کرد و حالا یکی از بهترین استعدادهای ایتالیا به حساب می آید. او در این فصل هر زمان برای یوونتوس و تیم ملی ایتالیا به میدان رفته، موثر و گلزن بوده است. به گزارش کالچو مرکاتو، او در مورد گذشته اش و اولین بازی اش برای یوونتوس گفت:

من گذشته زیبایی مانند همه پسرهای 8 ساله نداشتم. به همین دلیل گاهی به کارهایی که کرده ام، فکر می کنم و اینکه چقدر خوش شانسم که امروز اینجا هستم. هر روز بابت این خدا را شکر می کنم. خیابان خیلی چیزها را به شما یاد می دهد. خیابان به شما یاد می دهد چگونه مرد شوید. کمک می کند حقیقت زندگی را درک کنید. وقتی بچه بودم، زجر زیادی کشیدم. آسان نبود. هر روز به آن فکر می کنم. وقتی بر سر تمرینات می روم، فکر می کنم هر روز باید تشنه موفقیت باشم. گذشته من مثل بقیه نبود و باید این را به یاد داشته باشم.

مویزه کین-ماریو مانژوکیچ

اولین سال های فوتبالم؟ ما روی آسفالت بازی می کردیم. جایی که اگر زمین بخورید، آسیب می بینید اما ما باید بلند می شدیم و ادامه می دادیم. روزی که زندگی ام تغییر کرد، اولین بازی ام برای یوونتوس بود. 16 ساله بودم. در تیم آکادمی حضور داشتم اما اغلب با تیم بزرگسالان تمرین می کردم. مقابل پسکارا، مربی از من خواست گرم کنم. باورم نمی شد قرار است برای یووه به میدان بروم. رفتم و مشغول گرم کردن شدم. زمان بازی در حال اتمام بود. ما 3-0 جلو بودیم و به خودم می گفتم چرا مرا به زمین نمی فرستد؟ به مربی طوری نگاه کردم تا با نگاهم بگویم اجازه بده به زمین بروم. امیدم را از دست دادم. با خودم گفتم وقت دیگر تمام است. من به زمین نمی روم اما وقت های تلف شده هم بود. در آن موقع دقیقه 80 بازی بود. بعد مربی برگشت و گفت: "کین، زود باش". به سمت او دویدم. واقعا سریع دویدم. قلبم دیوانه وار می زد. آن لحظه را هرگز فراموش نمی کنم. لحظه ای که به سمت مربی با سرعت تمام دویدم. همان لحظه، به همین چیز فکر کردم. نمی دانم چطور توضیح دهم. وقتی به سمت مربی رفتم، همه مرا تشویق کردند. به جای مانژوکیچ وارد میدان شدم و وقتی پایم را درون زمین گذاشتم، به دون بوسکو فکر می کردم (کشیش معروف قرن 19 میلادی ایتالیایی). زمانی روی آسفالت فوتبال بازی می کردم و حالا با دیبالا، بوفون، مارکیزیو و کوادرادو و سایر بازیکنان در استادیوم یوونتوس بودم. قلبم به شدت می زد. هرگز چنین حسی را در زندگی ام تجربه نکرده بودم. به نظر من، خدا همه این ها را به من داد. بخشی از آن از سوی خدا بود و بخشی از آن را زندگی در خیابان به من داد.