نویسنده: طاها جلالی

بارسا باشگاهی نیست که برای قهرمانی در یک تورنمنت مهم بتواند زیاد منتظر بماند. وقتی هدفی دارید و در عین ناباوری بهش نمیرسید خشمگین می شوید و دیگر پول برایتان اهمیتی ندارد. هر چند یک باشگاه بزرگ احساسی تصمیم نمی گیرد و به نظر می رسد که با وجود حذف تلخ بارسا از چمپیونزلیگ، مدیریت این باشگاه دیوانه وار تصمیم نخواهد گرفت. چرا که تیم حال حاضر بارسا، تیم بدی نیست. تیمی که در یک فصل احتمالا" سه جام می برد و در سه الکلاسیکو پیروز می شود، نمی تواند تیم ناامیدکننده ای باشد و به نظر می رسد که برای بردن  همه جام ها فقط نیاز به مقداری تقویت داشته باشد. به عنوان یک هوادار موافق انقلاب در ترکیب کنونی بارسا نیستم. علی رغم اینکه مطبوعات و هواداران باشگاه ناراحت و خشمگین هستند و احساسی از انقلاب می نویسند، اما به نظر می رسد که باشگاه دیوانه وار تصمیم نمی گیرد و انقلاب در ترکیب جزو برنامه های مدیریت باشگاه نیست. بلوگرانا فقط یک گام مانده به سه گانه کم آورد که ناکامی و لو چند باره در کسب سه گانه، دلیل قانع کننده ای برای انقلاب در ترکیب آن نیست. باید درک کنیم که انتظارات از بارسا چقدر بالاست که هر فصلی که این باشگاه سه گانه نگیرد ناکام محسوب می شود. تیم ما امسال تیم خوبی بود و نباید تیمی که به مانند سال پیش، تا مراحل پایانی فصل نامزد کسب سه گانه بود را به راحتی نادیده گرفت و آن را به دست فراموشی سپرد. بارسایی ها از این ناراحت هستند که تنها با یک باخت ناباورانه در چمپیونزلیگ، تمام موفقیت های فوقالعاده فصل آن ها تحت شعاع قرار گرفت. با این وجود باید بپذیریم که تکرار عدم موفقیت در کسب جام چمپیونزلیگ نشان داد که بارسا چند مشکل اساسی دارد. فهمیدیم که در تیم باید ستاره ای باشد که در بازی های بزرگ وقتی 5 بازیکن حریف مسی را گرفته اند او بتواند تاثیرگذار باشد و سرنوشت بازی را تعیین نماید. امیدوار بودیم که در تیم ما کوتینیو و دمبله بتوانند این نقش را ایفا کنند. کوتینیو تا کنون ناکام بوده و دمبله هم به دلیل مصدومیت های مکرر و البته کم سن و سال بودن تا کنون نتوانسته آن بازیکن مدنظر باشد. بنابراین باید یک ستاره بزرگ به تیم اضافه شود. یک ستاره در خط حمله. نمی دانم اخبار انتقال گریزمان تا چه حد صحت دارند، اما به نظرم او گزینه مناسبی برای بارسای کنونی است. در بازاری که هیچ باشگاه بزرگی ستاره بزرگ اش را به راحتی از دست نخواهد داد، مبلغ معقول فسخ قرارداد گریزمان می تواند یک فرصت عالی باشد. علالخصوص اینکه او همواره علاقمند به بازی در بارسلونا بوده و هنوز حداقل 5 سال از فوتبال اش باقی مانده است. آنتوان یک گلزن و گلساز بالفطره بوده و قیمتش هم تقریبا" مناسب است. آبی اناری ها هنوز یک مشکل اساسی دیگر نیز دارند. در بارسا مالکیت توپ و پرسینگ از جلو کاهش یافته است. ما در بازی های بزرگ دیگر مثل زمان ژاوی و انیستا توانایی کنترل بازی را نداریم. درمان این مشکل دو راه حل دارد. راه حل اول تقویت خط هافبک بارسا است. با آمدن دی یانگ و جاافتادن آرتور و ظهور آلنیا و ریگی پویگ به نظر می رسد که در فصول بعد بارسا در خط هافبک دوباره بتواند به فلسفه خویش بازگردد و دوباره کنترل کننده بازی باشد. راه حل دوم مربی است. والورده یک فرد فوقالعاده باهوش است و سابقه بازی در بارسا را نیز داشته و در قامت مربی توانسته در بارسا عملکرد قابل توجهی داشته باشد. اما به نظر می رسد که او آنطور که باید از جنس بارسا نیست. مکتب تیکی تاکا و بازی مالکانه بارسا می تواند تقویت شود اما هیچ مربی حق تغییر کامل آن را ندارد. بارسا نباید در بازی های بزرگی که نیاز به  کنترل و بازی مالکانه دارد ناخواسته توپ و میدان را به حریف بسپارد. تعویض مربی می تواند موثر باشد اما نکته مهم جایگزینی او است. دیگر، نابغه ای مثل گواردیولا در دسترس نیست و فقط چند گزینه محدود پیش روی باشگاه است. مدیریت بارسا می تواند دیگر شاگرد باهوش کرایف کبیر که هر جا رفته موثر بوده را به نیوکمپ بیاورد. مربی کنونی تیم متحول شده هلند که از جنس بارسا بوده و در لیگ سخت انگلیس شایستگی های خود را اثبات کرده است. رونالدو کومان، گلزن ترین مدافع تاریخ باشگاه و زننده گل قهرمانی اروپایی بارسا در سال 1992 با یک ضربه آزاد دیدنی. مربی جایگرین هر کسی که باشد باید پرستیژ داشته باشد. باید خود را به عنوان مربی اثبات کرده باشد. باید بازیکن بزرگی بوده و در بارسا بازی کرده باشد یا حداقل به سبک بازی بارسا اعتقاد داشته باشد. نکته مهم پر جنب و جوش بودن او است. مربی بعدی بارسلونا باید فردی باشد که در بازی های بزرگ بتواند روحیه جنگندگی و جان فشانی و شجاعت را در بازیکنان بارسا به وجود آورد. افرادی مثل پیمنتا از تیم دوم، فان بومل، رایکارد، لوران بلان، اوزه بیو،  ژاوی، کونته،  آنجلوتی، تان هاگ، کیکه ستین، مورینیو، ونگر، مارتینز مربی بلژیک، آلگری، پوچتینو  و ... شانس یکسانی برای هدایت بارسا ندارند.  بارسا در خط دفاع مشکل چندانی ندارد. اما اضافه شدن دی لیخت هلندی می تواند در این منطقه آینده بارسا را تضمین نماید. تنها نکته نگران کننده باشگاه در خط دفاع نبود یار ذخیره برای جوردی آلبا است که باشگاه باید در این پست یک بازیکن مناسب برای نیمکت خریداری نماید. در مورد کوتینیو هم به نظر می رسد که نباید عجله کرد و او را ارزان فروخت. شاید مشکل کوتینیو تفکرات والورده باشد و با ورود مربی بعدی او دوباره به روزهای اوج خود بازگردد. با این تفاسیر اتفاقات زیر می توانند برای تابستان پیش رو باشگاه بارسلونا قابل پیش بینی باشند.

- خرید(یک ستاره بزرگ در خط حمله، ماتیاس دی لیخت، یک دفاع چپ ذخیره، یک دروازه بان ذخیره)

- جدایی( والورده، راکیتیچ، فرمالن، اومتیتی، رافینیا، سیلسن و مالکوم)

- عدم تمدید قرارداد بازیکنان قرضی(موریو و پرینس و ...)

 

طاها جلالی: کارشناس مدیریت ورزشی