+بدشانسی مثل یه پر رو هوا معلقه و رو یکی میشینه...این بار فقط نوبت من بود همین وقتی از اینجا آزاد شم دلم میخواد بقیه عمرمو تو یه جزیره تو اقیانوس ارام بگذرونم ؛ یه رستوران دریایی بزنم چند تا قایق کهنه رو تعمیر کنم و مهمونامو ببرم به دل دریا...فک نمیکنم این خواسته زیادی باشه مگه نه؟ + میدونی مکزیکیها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟ - نه + میگن هیچ گذشتهای نداره این دقیقا همون جاییه که من میخوام زندگی کنم. یه جای گرم بدون هیچ خاطره ای!
? The Shawshank Redemption



